ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٥ - قسمت چهارم مقدمه سيد رضي
[قسمت چهارم مقدمه سيد رضي]
(١٥) پس من هم درخواست دوستان و برادران را اجابت كرده بتأليف اين كتاب شروع نمودم در حالتى كه يقين داشتم در تأليف آن نفع بزرگ و سود بسيار است، و نام آن منتشر خواهد شد، و اجر و مزدش ذخيره گرديده (نزد خداى تعالى براى روز جزاء) (١٦) و قصد كردم بزرگى قدر و منزلت امير المؤمنين (عليه السّلام) را در اين فضيلت (فصاحت و بلاغت) بيان كنم (با اينكه اين فضيلت او را) علاوه (بود) بر محاسن كثيره و فضائل بسيار، (١٧) و (خواستم بيان كنم) آن حضرت عليه السّلام) و يگانه كسى است كه بمنتهى درجه بلاغت و فصاحت رسيد و از همه گذشتگان و پيشينيان گذشت آن كسانى كه نقل ميشود از آنان از فضيلت بلاغت اندكى (در بسيار) و خردهاى (در خروار، يعنى سخن بليغى كه از غير امير المؤمنين نقل ميشود در ميان سخنان غير بليغ كمياب است) (١٨) و امّا سخن آن حضرت دريايى است بى پايان كه برابرى نمىكند با آن هيچ سخنورى، و مجمع فضايلى است كه همرديفى براى آن نيست، (١٩) و براى افتخار به آن حضرت و منتهى شدن نسب خود بآن بزرگوار مثل آوردن بشعر و گفته فرزدق شاعر را سزاوار دانستم (فرزدق افتخار نمود بر جرير به بزرگوارى پدران خود، و بزرگى هر يك از آنان را در اشعارش شرح داد تا آنجا كه گفت):