ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٤٧ - و قسمتى چهارم از اين خطبه در بيان كيفيت و چگونگى آسمان است(در تعقيب وصف قدرت و توانائى خداوند متعال در باب آفريدن اشياء، چگونگى آفرينش آسمان را«كه از مخلوقات شگفت آور و دلالت بر عظمت قدرت او دارد» بيان مى فرمايد)
و مراد از نحس و سعد كواكب يعنى ظهور و پيدايش بدى و خوشى در احوال عالم همانا اتّصال آنها است بيكديگر كه بسا موجب اصلاح گردد مانند باريدن باران در وقت مقتضى كه باعث فراوانى ارزاق شود و گاهى سبب افساد باشد مانند نباريدن باران كه بر اثر آن قحطى پيش آيد، و ليكن بايد دانست كه نحوس و سعود آنها مؤثّر در امرى نيست، چه بسا هنگام خشكسالى ارزاق فراوان باشد و بر عكس در سالى كه باران در وقت مقتضى باريده تنگى در معيشت روى دهد، پس بايد اعتقاد داشت باينكه مؤثّر در امور اراده و خواست حقّ تعالى است و بس، چنانكه امام عليه السّلام وقتى عازم رفتن بجنگ با خوارج بود اين موضوع را به عفيف برادر اشعث ابن قيس فرمود، كه در شرح خطبه هفتاد و هشتم گذشت. و امّا نكتهاى كه ياد آورى آن لازم است و پس از تحقيق در آيات و اخبار و علوم امروزى و بحث با اساتيد و بزرگان اهل فضل و دانش مىگويم، آنست كه براى دانستن حقيقت سموات هفتگانه و كرات معلّقه در جوّ و شهب ثواقب و استراق سمع شياطين و هبوط و صعود كواكب و مانند اين مسائل بايستى به صحّت و راستى آنچه كه انبياء و اوصياء ايشان عليهم السّلام كه علم بهر چيز را از حقّ تعالى فرا گرفته فرمودهاند تصديق و اعتراف نمود، و بظواهر گفتارشان ايمان آورد، زيرا اگر بخواهيم بوسيله عقول ناقصه حقيقت اشياء را درك كرده يا بآراء مختلفه و گفتارهاى گوناگون تطبيق نماييم توانائى نداشته بجائى نمىرسيم، بلكه در وادى ضلالت و گمراهى حيران و سرگردان مانده نتيجهاى بدست نمىآوريم، و العالم بحقائق ملكه و ملكوته).