ترجمه نهج البلاغه
(١)
جزء اول
٦ ص
(٢)
ديباجه
٦ ص
(٣)
مؤلف كتاب نهج البلاغه
٨ ص
(٤)
آغاز كتاب نهج البلاغة مقدمه سيد رضي
١١ ص
(٥)
قسمت أول مقدمه سيد رضي
١١ ص
(٦)
قسمت دوم مقدمه سيد رضي
١٣ ص
(٧)
قسمت سوم مقدمه سيد رضي
١٤ ص
(٨)
قسمت چهارم مقدمه سيد رضي
١٥ ص
(٩)
قسمت پنجم مقدمه سيد رضي
١٧ ص
(١٠)
قسمت ششم مقدمه سيد رضي
١٨ ص
(١١)
قسمت هفتم مقدمه سيد رضي
٢٠ ص
(١٢)
قسمت هشتم مقدمه سيد رضي
٢١ ص
(١٣)
باب المختار من خطب أمير المؤمنين ع
٢١ ص
(١٤)
1 < 1001 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه ياد ميكند در آن آغاز آفريدن آسمان و زمين و خلق آدم را
٢٢ ص
(١٥)
قسمت أول آفريدن آسمان و زمين
٢٢ ص
(١٦)
قسمتى دوم از اين خطبه در كيفيت خلق آدم عليه السلام است
٣٠ ص
(١٧)
و قسمتي سوم از اين خطبه در بيان حج است
٤٠ ص
(١٨)
2 < 1002 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه پس از برگشتن از جنگ صفين بيان فرموده
٤٢ ص
(١٩)
قسمت أول خطبه در حمد و ثناي خداوند
٤٢ ص
(٢٠)
و قسمتى دوم از اين خطبه است در باره كمال آل پيغمبر(ائمه اثنى عشر) عليهم السلام مى فرمايد
٤٤ ص
(٢١)
و قسمتى چهارم از اين خطبه است در باره كسانى مى فرمايد كه دست از حق برداشته در راه باطل قدم نهادند
٤٥ ص
(٢٢)
3 < 1003 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه آنرا خطبه شقشقيه مى نامند
٤٦ ص
(٢٣)
4 < 1004 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(بعد از كشته شدن طلحه و زبير فرموده)
٥٥ ص
(٢٤)
5 < 1005 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله در وقتى كه عباس ابن عبد المطلب و ابو سفيان ابن حرب بقصد بيعت خدمت آن بزرگوار مشرف شده بودند فرموده
٥٧ ص
(٢٥)
6 < 1006 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در موقعى كه(طلحه و زبير نقض بيعت كرده گريختند) تقاضا شد از آن جناب(امام حسن عليه السلام تقاضا كرد) كه در پى طلحه و زبير نرفته مهياى جنگ با آنها نشود
٥٩ ص
(٢٦)
7 < 1007 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در مذمت مخالفين خود)
٦٠ ص
(٢٧)
8 < 1008 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه در وقت مقتضى بيان و زبير را در آن قصد فرموده
٦٠ ص
(٢٨)
9 < 1009 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در آن طلحه و زبير و همراهانشان در جنگ جمل را توبيخ و سرزنش مى فرمايد)
٦١ ص
(٢٩)
10 < 1010 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه در باره اصحاب در جمل مى فرمايد)
٦١ ص
(٣٠)
11 < 1011 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام كه در جنگ جمل(جنگى كه عائشه در آن سوار شتر بود) به فرزند خود محمد ابن حنفية فرمود آنگاه كه علم جنگ را باو عطاء كرد
٦٢ ص
(٣١)
12 < 1012 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است، پس از فيروزى كه خداوند در جنگ جمل نصيب آن حضرت فرمود
٦٣ ص
(٣٢)
13 < 1013 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه در مذمت شهر بصره و مردم آن فرموده
٦٤ ص
(٣٣)
14 < 1014 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است مانند آنچه را كه(در مذمت بصره و اهل آن) بيان كرده مى فرمايد
٦٥ ص
(٣٤)
15 < 1015 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در باره زمينهايى كه در زمان خلافت خود به مسلمانان باز گردانيد، و آنها زمينهايى بود كه عثمان(در زمان خلافتش به خويشان و كسانيكه سزاوار احسان نبودند) بخشيده بود
٦٦ ص
(٣٥)
16 < 1016 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه در موقع بيعت مردم شهر مدينه با آن جناب مى فرمايد
٦٧ ص
(٣٦)
قسمت اول خطبه
٦٧ ص
(٣٧)
(و قسمتى دوم از اين خطبه است )
٦٩ ص
(٣٨)
17 < 1017 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در باره كسيكه ميان مردم حكمرانى ميكند و لايق اين منصب نيست
٧٢ ص
(٣٩)
18 < 1018 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در مذمت علمايى كه فتواى مخالف مى دهند(و حكم آنرا نه از روى ادله شرعيه، بلكه به رأى خود و از روى قياس مى نمايند)
٧٥ ص
(٤٠)
19 < 1019 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است به اشعث ابن قيس، حضرت در كوفه بالاى منبر خطبه مى خواند
٧٧ ص
(٤١)
20 < 1020 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه معصيت كاران را به سختيهاى بعد از مرگ آگاه مى سازد
٧٩ ص
(٤٢)
21 < 1021 > - از خطبهاى آن حضرت عليه السلام است(راجع به مرگ و قيامت)
٨٠ ص
(٤٣)
22 < 1022 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در توبيخ و سرزنش كسانى كه كشتن عثمان را به آن حضرت نسبت دادند مانند طلحه و زبير، و بطلان دعوى ايشان را ثابت ميكند، پس از آن شجاعت و دليرى خود را اظهار مى فرمايد )
٨٢ ص
(٤٤)
23 < 1023 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در آن فقراء را پند مى دهد كه بر اغنياء رشك نبرند و به اغنيا دستور داده كه از روى رئاء و خود نمائى كارى نكنند و فوائد صله رحم و مهربانى و كمك به خويشان را بيان مى فرمايد )
٨٥ ص
(٤٥)
قسمت أول خطبه
٨٥ ص
(٤٦)
(9) و قسمتى دوم از اين خطبه است
٨٧ ص
(٤٧)
24 < 1024 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در اظهار ثبات قدم و ايستادگى خود در جنگ فرموده، و قول كسيرا كه گفته آن حضرت در كارزار سستى مى نمايد نادرست دانسته، و مردم را بتقوى و پرهيزكارى ترغيب مى فرمايد )
٨٨ ص
(٤٨)
25 < 1025 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است، چون اخبار پى در پى به آن جناب مى رسيد كه اصحاب و لشگر معاويه بر شهرها دست يافته اند و عبيد الله بن عباس و سعيد ابن نمران كه از جانب آن حضرت بر شهر يمن والى و حاكم بودند پس از غلبه بسر ابن ابى ارطاة بر
٩٠ ص
(٤٩)
26 < 1026 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه پيش از حركت بنهروان فرموده)
٩٣ ص
(٥٠)
قسمت أول خطبه
٩٣ ص
(٥١)
(6) و قسمتى دوم از اين خطبه است
٩٣ ص
(٥٢)
27 < 1027 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه در اواخر عمر شريفش فرموده و اصحاب خود را از جهاد نكردن با معاويه توبيخ و سرزنش مى نمايد)
٩٦ ص
(٥٣)
28 < 1028 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه در بى اعتمادى بدنيا و مهيا شدن براى آخرت مى فرمايد )
١٠٠ ص
(٥٤)
29 < 1029 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در توبيخ و سرزنش اصحاب خود از جهت مسامحه و سهل انگارى در جنگيدن با دشمن)
١٠٣ ص
(٥٥)
30 < 1030 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در باره كشتن عثمان
١٠٥ ص
(٥٦)
31 < 1031 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است پيش از واقعه جنگ جمل در وقتى كه عبد الله ابن عباس را نزد زبير فرستاد تا او را به اطاعت حضرت برگرداند
١٠٦ ص
(٥٧)
32 < 1032 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در شكايت از اهل زمان خود)
١٠٩ ص
(٥٨)
33 < 1033 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است هنگام رفتن بجنگ با مردم بصره(در جنگ جمل)
١١٢ ص
(٥٩)
34 < 1034 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه اصحاب خود را امر بجنگ با مردم شام فرموده
١١٤ ص
(٦٠)
35 < 1035 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه پس از رأى دادن حكمين فرموده است
١١٦ ص
(٦١)
36 < 1036 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه در ترسانيدن اهل نهروان فرموده
١١٩ ص
(٦٢)
37 < 1037 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه قائم مقام خطبه مى باشد
١٢١ ص
(٦٣)
38 < 1038 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است
١٢٣ ص
(٦٤)
39 < 1039 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است
١٢٤ ص
(٦٥)
40 < 1040 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه شنيد سخن خوارج نهروان را «نيست حكمى مگر از جانب خدا» فرمود
١٢٦ ص
(٦٦)
41 < 1041 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه در آن وفاء را ستوده و حيله را مذمت فرموده)
١٢٧ ص
(٦٧)
42 < 1042 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در مذمت از متابعت هواى نفس و آرزوى بى حد)
١٢٨ ص
(٦٨)
43 < 1043 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است
١٢٩ ص
(٦٩)
44 < 1044 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه مصقلة ابن هبيره شيبانى گريخته نزد معاويه رفت،
١٣١ ص
(٧٠)
45 < 1045 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در مذمت دنيا و مفاسد آن)
١٣٢ ص
(٧١)
46 < 1046 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه تصميم حركت بشام گرفته
١٣٣ ص
(٧٢)
47 < 1047 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در باره كوفه(و از ويران شدن آن و ظلم و جور ستمكاران كه بعد از آن بزرگوار بر اهل آن وارد ساختند خبر مى دهد)
١٣٤ ص
(٧٣)
48 < 1048 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه در نخيله) هنگام رفتن بشام
١٣٥ ص
(٧٤)
49 < 1049 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در صفات حق تعالى)
١٣٦ ص
(٧٥)
50 < 1050 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در بيان آنچه سبب فتنه و فساد ميشود)
١٣٨ ص
(٧٦)
51 < 1051 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است آنگاه كه لشگر معاويه در جنگ صفين بر اصحاب آن بزرگوار پيشى جسته راه ورود به آب فراتر بتصرف در آورده آنان را از برداشتن آب مانع گشتند
١٣٨ ص
(٧٧)
52 < 1052 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در بيان بيوفائى دنيا و اهميت ندادن بآن و ترغيب مردم بآخرت و بزرگ شمردن ثواب و عقاب و نعمتهاى حق تعالى)
١٤٠ ص
(٧٨)
قسمت أول خطبه
١٤٠ ص
(٧٩)
و قسمتى از اين خطبه در بيان عيد قربان و صفت حيوان قربانى است
١٤٢ ص
(٨٠)
53 < 1053 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در بيان بيعت كردن(مردم با آن بزرگوار)
١٤٣ ص
(٨١)
54 < 1054 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در صفين موقعى كه اصحاب آن بزرگوار تصور كردند در شروع به جنگيدن(با مردم شام) درنگ و كندى مى نمايد
١٤٤ ص
(٨٢)
55 < 1055 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(كه در آن ثبات قدم خويش و سائر اصحاب حضرت رسول و فداكاريهاشان را در جنگها براى يارى دين مقدس اسلام بيان فرموده، و اصحابش را بجهاد در راه خدا و جنگ با دشمنان ترغيب نموده آنان را از سستى در اين امر توبيخ
١٤٥ ص
(٨٣)
56 < 1056 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است براى اصحاب خود(اهل كوفه كه بآنان خبر مى دهد بليه اى را كه بعد از آن بزرگوار بآن مبتلى ميشوند و دستور مى فرمايد كه در آن هنگام چگونه رفتار نمايند)
١٤٦ ص
(٨٤)
57 < 1057 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه به خوارج نهروان فرموده
١٤٧ ص
(٨٥)
58 < 1058 > - هنگاميكه امام عليه السلام تصميم بجنگ با خوارج گرفت و به آن حضرت گفته شد كه ايشان از پل نهروان عبور كردند، فرمود
١٤٩ ص
(٨٦)
59 < 1059 > - چون خوارج نهروان كشته شدند به آن حضرت گفته شد يا امير المؤمنين همه ايشان هلاك گشتند، فرمود
١٥٠ ص
(٨٧)
60 < 1060 > - امام عليه السلام در باره خوارج فرمود
١٥٠ ص
(٨٨)
61 < 1061 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه او را از كشته شدن ناگهانى ترسانيدند
١٥١ ص
(٨٩)
62 < 1062 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در بيان دل نبستن به دنياى فانى و ترس از حساب قيامت)
١٥٢ ص
(٩٠)
63 < 1063 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه مردم را بخدا پرستى و نكوكردارى در دنيا و آماده بودن براى سفر آخرت امر مى فرمايد)
١٥٣ ص
(٩١)
64 < 1064 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در صفات حق تعالى)
١٥٦ ص
(٩٢)
65 < 1065 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در آداب جنگ) روزى در جنگ صفين
١٥٨ ص
(٩٣)
66 < 1066 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در باره ادعاى انصار(راجع بامر خلافت)
١٦١ ص
(٩٤)
67 < 1067 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه(پيش از وقعه صفين) قلاده حكومت مصر را به گردن محمد بن ابى بكر انداخت
١٦٢ ص
(٩٥)
68 < 1068 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در نكوهش اصحابش(كه براى جنگ با اهل شام يعنى معاويه و لشگرش خود را آماده نمى ساختند)
١٦٤ ص
(٩٦)
69 < 1069 > - امام عليه السلام بعد از نيمه شب روزى كه(وقت طلوع صبح نوزدهم رمضان سال چهل هجرى) شمشير بر فرق مباركش زده شد(بوسيله عبد الرحمن ابن ملجم مرادى و بر اثر آن در ثلث اول شب بيست و يكم آن ماه وفات نمود) فرمود
١٦٥ ص
(٩٧)
70 < 1070 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در نكوهش مردم عراق
١٦٦ ص
(٩٨)
71 < 1071 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه در آن درود فرستادن بر پيغمبر«صلى الله عليه و آله» را بمردم ياد مى دهد
١٦٩ ص
(٩٩)
72 < 1072 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه در بصره راجع بمروان ابن حكم فرموده،
١٧٠ ص
(١٠٠)
73 < 1073 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه مردم عزم بيعت با عثمان نمودند
١٧١ ص
(١٠١)
74 < 1074 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه شنيد بنى اميه او را متهم نموده اند كه در كشتن عثمان شركت داشته
١٧٢ ص
(١٠٢)
75 < 1075 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه مردم را ترغيب بصفات پسنديده كه موجب بدست آوردن سعادت دنيا و آخرت گردد مى فرمايد)
١٧٤ ص
(١٠٣)
76 < 1076 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(زمانيكه سعد ابن العاص از جانب عثمان حاكم كوفه بود براى حضرت در مدينه هديه و نامه اى فرستاد كه من سواى عثمان براى هيچكس هديه به اين مقدار نفرستاده ام، حضرت چون نامه او را خواند فرمود)
١٧٥ ص
(١٠٤)
77 < 1077 > - از سخنانى است كه آن حضرت عليه السلام بوسيله آن دعاء مى فرمايد
١٧٦ ص
(١٠٥)
78 < 1078 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه به بعضى از اصحاب خود(عفيف برادر اشعث ابن قيس) فرمود آنگاه كه عازم رفتن بجنگ با خوارج بود
١٧٨ ص
(١٠٦)
79 < 1079 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه پس از خاتمه جنگ جمل در نكوهش زنها مى فرمايد
١٧٩ ص
(١٠٧)
80 < 1080 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در ترغيب مردم بترك دنيا و سپاسگزارى از نعمتها و بخششهاى خداوند متعال)
١٨٠ ص
(١٠٨)
81 < 1081 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در صفت دنيا
١٨١ ص
(١٠٩)
82 < 1082 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه آنرا خطبه غراء(نورانى و برجسته) مى نامند، و آن از خطبه هاى شگفت آور است
١٨٣ ص
(١١٠)
قسمت أول خطبه
١٨٣ ص
(١١١)
قسمت دوم خطبه
١٨٤ ص
(١١٢)
قسمت سوم خطبه
١٨٧ ص
(١١٣)
قسمتى چهارم از اين خطبه(در بيان خلقت بدن انسان و ذكر نعمتهاى حق تعالى و ترسانيدن از هول و وحشت صراط و ترغيب بر تقوى و پرهيزكارى) است
١٩٠ ص
(١١٤)
قسمت پنجم خطبه
١٩٣ ص
(١١٥)
قسمت ششم خطبه
١٩٤ ص
(١١٦)
قسمتى هفتم از اين خطبه در كيفيت آفرينش انسان است
١٩٦ ص
(١١٧)
قسمت نهم خطبه
١٩٩ ص
(١١٨)
83 < 1083 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در باره(گفتار و كردار نادرست) عمرو ابن عاص(و توبيخ و سرزنش از او)
٢٠١ ص
(١١٩)
84 < 1084 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در توحيد و ذكر بعضى از صفات حق تعالى)
٢٠٢ ص
(١٢٠)
قسمت أول خطبه
٢٠٢ ص
(١٢١)
قسمتى دوم از اين خطبه(در پند و اندرز بمردم) است
٢٠٣ ص
(١٢٢)
قسمتى سوم از اين خطبه در وصف بهشت است
٢٠٤ ص
(١٢٣)
85 < 1085 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در بيان بعضى از صفات حق تعالى و پند دادن بمردم و ترغيب آنان به عبادت و بندگى)
٢٠٦ ص
(١٢٤)
قسمت أول خطبه
٢٠٦ ص
(١٢٥)
قسمت دوم خطبه
٢٠٨ ص
(١٢٦)
86 < 1086 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه در آن صفات كسيكه خداوند او را بسيار دوست دارد و شخصى كه او را دشمن دارد بيان و مردم را به متابعت و پيروى أئمه«عليهم السلام» ترغيب فرموده)
٢١١ ص
(١٢٧)
قسمت أول خطبه
٢١١ ص
(١٢٨)
قسمت دوم خطبه
٢١٥ ص
(١٢٩)
قسمتى سوم از اين خطبه(خبر مى دهد تسلط بنى اميه را بر مردم و انقراض دولت ايشان را بزودى)
٢١٨ ص
(١٣٠)
87 < 1087 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه در آن مردم را بجهت اختلاف در دين و اعتماد بر آراء و عقائد باطله و پيروى نكردن از پيغمبر و امام سرزنش مى فرمايد)
٢٢٠ ص
(١٣١)
88 < 1088 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه در آن از بعثت پيغمبر اكرم و زمان جاهليت بحث و بآن مردم را موعظه فرموده)
٢٢٢ ص
(١٣٢)
89 < 1089 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در ذكر پاره از صفات حق تعالى و پند دادن بمردم براى بر داشتن توشه سفر آخرت)
٢٢٥ ص
(١٣٣)
جزء دوم
٢٢٩ ص
(١٣٤)
دنباله باب خطب
٢٢٩ ص
(١٣٥)
مقدمه فيض
٢٢٩ ص
(١٣٦)
90 < 1090 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است معروف به خطبة الأشباح
٢٣١ ص
(١٣٧)
قسمت أول خطبه
٢٣٢ ص
(١٣٨)
قسمت دوم خطبه
٢٣٦ ص
(١٣٩)
قسمتى سوم از اين خطبه است(در بيان كيفيت و چگونگى خلقت اشياء و اينكه خداوند سبحان از صفات مخلوقات منزه و مبرى است)
٢٤١ ص
(١٤٠)
و قسمتى چهارم از اين خطبه در بيان كيفيت و چگونگى آسمان است(در تعقيب وصف قدرت و توانائى خداوند متعال در باب آفريدن اشياء، چگونگى آفرينش آسمان را«كه از مخلوقات شگفت آور و دلالت بر عظمت قدرت او دارد» بيان مى فرمايد)
٢٤٣ ص
(١٤١)
و قسمتى پنجم از اين خطبه در وصف ملائكه است
٢٥١ ص
(١٤٢)
و قسمتى ششم از اين خطبه در بيان چگونگى آفرينش زمين و گسترانيده شدن بر روى آب است
٢٥٩ ص
(١٤٣)
قسمت دوم أز قسمت ششم
٢٦٣ ص
(١٤٤)
قسمت سوم أز قسمت ششم
٢٦٦ ص
(١٤٥)
قسمت چهارم أز قسمت ششم
٢٧٠ ص
(١٤٦)
91 < 1091 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگام بيعت كردن مردم با آن بزرگوار
٢٧١ ص
(١٤٧)
92 < 1092 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه پس از خاتمه جنگ نهروان فرموده
٢٧٥ ص
(١٤٨)
93 < 1093 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه بعضى از اوصاف خداوند را ياد آورى نموده
٢٧٨ ص
(١٤٩)
94 < 1094 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در وصف پيغمبر اكرم)
٢٨٢ ص
(١٥٠)
95 < 1095 > - از خطبه هاى ديگر(آن حضرت عليه السلام) است(در حمد و ثناى الهى و وصف حضرت رسول«صلى الله عليه و آله)
٢٨٣ ص
(١٥١)
قسمت أول خطبه
٢٨٣ ص
(١٥٢)
قسمتى از اين خطبه در وصف رسول خدا صلى الله عليه و آله مى باشد
٢٨٣ ص
(١٥٣)
96 < 1096 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در اينكه ستمگر بالأخره كيفر خواهد ديد و خداوند از او بازخواست خواهد نمود
٢٨٦ ص
(١٥٤)
97 < 1097 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در ابتلاى مردم بظلم و ستم بنى اميه)
٢٩١ ص
(١٥٥)
98 < 1098 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در بى اعتبارى دنيا و دل نبستن بآن)
٢٩٣ ص
(١٥٦)
99 < 1099 > - از خطبه هاى ديگر(آن حضرت عليه السلام) است(اشاره به كشته شدن خود و آمدن حضرت صاحب الزمان«عجل الله فرجه» كه از جمله اخبار غيبيه مى باشد)
٢٩٦ ص
(١٥٧)
100 < 1100 > - از خطبه هاى ديگر(آن حضرت عليه السلام) است مشتمل بر حوادث و پيش آمدهاى سخت(كه بعد از آن بزرگوار واقع شده)
٢٩٨ ص
(١٥٨)
101 < 1101 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه در اين باب وارد شده(مانند خطبه قبل از پيش آمدهاى سخت خبر مى دهد، و ابتداء به سختيهاى روز رستاخيز اشاره مى فرمايد)
٣٠٠ ص
(١٥٩)
قسمت أول خطبه
٣٠٠ ص
(١٦٠)
قسمتى دوم از اين خطبه است(راجع بفتنه و فساد و خونريزيها و سختيها كه بعد از آن بزرگوار واقع شد)
٣٠١ ص
(١٦١)
102 < 1102 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در بيوفائى دنيا)
٣٠٣ ص
(١٦٢)
قسمت أول خطبه
٣٠٣ ص
(١٦٣)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در امتياز دانا و بينا از نادان و گمراه)
٣٠٤ ص
(١٦٤)
و قسمتى سوم از اين خطبه است(در غلبه فتنه و فساد و اينكه نجات و رهائى نيست مگر براى اهل ايمان)
٣٠٦ ص
(١٦٥)
103 < 1103 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(هنگام رفتن بجنگ جمل
٣٠٨ ص
(١٦٦)
104 < 1104 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه پس از ستودن پيغمبر اكرم بانقراض دولت بنى اميه اشاره نموده و بعد از آن مردم را پند و اندرز مى فرمايد)
٣١٠ ص
(١٦٧)
قسمت أول خطبه
٣١٠ ص
(١٦٨)
قسمت دوم خطبه
٣١٢ ص
(١٦٩)
105 < 1105 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در وصف دين اسلام و مدح رسول اكرم و سرزنش اصحاب خود از جهت سهل انگارى در جنگ با معاويه و لشگر شام)
٣١٤ ص
(١٧٠)
قسمت أول خطبه
٣١٤ ص
(١٧١)
قسمتى دوم از اين خطبه در وصف پيغمبر صلى الله عليه و آله است
٣١٦ ص
(١٧٢)
و قسمتى سوم از اين خطبه است كه باصحاب خود مى فرمايد(و آنان را بر اثر نجنگيدن با معاويه و لشگر شام سرزنش مى نمايد)
٣١٧ ص
(١٧٣)
106 < 1106 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در يكى از روزهاى جنگ صفين
٣١٩ ص
(١٧٤)
107 < 1107 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است و آن از خطبه هايى است كه در آن
٣٢٠ ص
(١٧٥)
قسمت أول خطبه
٣٢٠ ص
(١٧٦)
قسمتى دوم از اين خطبه است در وصف پيغمبر صلى الله عليه و آله
٣٢١ ص
(١٧٧)
و قسمتى سوم از اين خطبه است(در وصف خود و توبيخ اصحابش فرموده)
٣٢٢ ص
(١٧٨)
قسمت چهارم خطبه
٣٢٥ ص
(١٧٩)
108 < 1108 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در صفات كمال و جلال خداوند و اوصاف فرشتگان و فريب خوردن مردم از دنيا و بيان حشر و نشر انسان و پاره اى از مناقب پيغمبر اكرم)
٣٢٧ ص
(١٨٠)
قسمت أول خطبه
٣٢٧ ص
(١٨١)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در اوصاف ملائكه)
٣٢٩ ص
(١٨٢)
قسمت دوم أز أوصاف ملائكه
٣٣٢ ص
(١٨٣)
قسمت سوم أز أوصاف ملائكه
٣٣٥ ص
(١٨٤)
قسمتى سوم از اين خطبه در وصف پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله(و اوصياء آن حضرت) است
٣٣٧ ص
(١٨٥)
109 < 1109 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در بيان اسباب تقرب به خداوند و حفظ شعائر اسلام)
٣٣٩ ص
(١٨٦)
110 < 1110 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در مذمت دنيا و دورى كردن از آن)
٣٤٢ ص
(١٨٧)
قسمت أول خطبه
٣٤٢ ص
(١٨٨)
قسمت دوم خطبه
٣٤٦ ص
(١٨٩)
111 < 1111 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه در آن ملك الموت عليه السلام و قبض روح نمودن او اشخاص را ياد آورى نموده(و اشاره فرموده كه كنه ذات خداوند سبحان درك نمى شود)
٣٤٨ ص
(١٩٠)
112 < 1112 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در مذمت دنيا و ترغيب بآخرت)
٣٥٠ ص
(١٩١)
113 < 1113 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در امر بتقوى و پرهيزكارى و مذمت از دنيا و دورى از آن و ترغيب بآخرت)
٣٥٤ ص
(١٩٢)
قسمت أول خطبه
٣٥٤ ص
(١٩٣)
قسمت دوم خطبه
٣٥٧ ص
(١٩٤)
114 < 1114 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه هنگام طلب باران فرموده
٣٦١ ص
(١٩٥)
115 < 1115 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در ستايش پيغمبر اكرم و بيان بعضى از صفات آن بزرگوار)
٣٦٣ ص
(١٩٦)
قسمت أول خطبه
٣٦٣ ص
(١٩٧)
قسمتى دوم از اين خطبه است(كه از پيدايش حجاج ابن يوسف و تسلط و ستم او بر اهل كوفه خبر داده، و آنان را از نتيجه كردار زشتشان آگاه ساخته مى فرمايد)
٣٦٥ ص
(١٩٨)
116 < 1116 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(كه اصحاب خود را مذمت مى فرمايد)
٣٦٧ ص
(١٩٩)
117 < 1117 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(پس از فراغت از جنگ جمل در مدح اصحاب خود)
٣٦٨ ص
(٢٠٠)
118 < 1118 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(بعد از جنگ نهروان زمانيكه اهل شام به اطراف عراق هجوم آورده بمردم ظلم و ستم مى نمودند)
٣٦٩ ص
(٢٠١)
119 < 1119 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در مدح و منقبت خود و ائمه اطهار عليهم السلام و دستور به اطاعت و پيروى مردم از ايشان و ترغيب بعمل صالح و ياد آورى سختى عذاب روز رستخيز)
٣٧١ ص
(٢٠٢)
120 < 1120 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در جنگ صفين بعد از وقعه ليلة الهرير«شمه اى از چگونگى آن در شرح خطبه سى و ششم بيان شد»
٣٧٤ ص
(٢٠٣)
121 < 1121 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است براى خوارج نهروان فرموده
٣٧٨ ص
(٢٠٤)
122 < 1122 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه هنگام جنگ براى اصحاب خويش فرموده
٣٨٠ ص
(٢٠٥)
123 < 1123 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در توبيخ و سرزنش اصحاب خود)
٣٨١ ص
(٢٠٦)
124 < 1124 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در ترغيب اصحاب خود بجهاد(و تعليم آداب و رسوم جنگ)
٣٨٤ ص
(٢٠٧)
125 < 1125 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در باره خوارج نهروان زمانيكه حكميت عمرو ابن عاص و ابو موسى را انكار كردند
٣٨٧ ص
(٢٠٨)
126 < 1126 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در وقتى كه از او به تندى پرسيدند كه چرا عطاء و بخشش(بيت المال و صدقات و غنائم) را ميان مردم بالسويه تقسيم مى نمايد
٣٩٠ ص
(٢٠٩)
127 < 1127 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است ايضا در باره خوارج
٣٩٣ ص
(٢١٠)
128 < 1128 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(بعد از جنگ جمل در بصره فرموده و از جمله اخبار غيبيه مى باشد) كه از پيش آمدهاى سخت در بصره خبر مى دهد
٣٩٦ ص
(٢١١)
قسمت أول خطبه
٣٩٦ ص
(٢١٢)
قسمتى دوم از اين سخنان است كه تا تاران(و مغولها و خونريزيهايى كه بدست ايشان و مسلمانان واقع شده و در كتب و تواريخ ثبت است) را وصف مى فرمايد
٣٩٨ ص
(٢١٣)
129 < 1129 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است راجع به پيمانها و ترازوها
٤٠١ ص
(٢١٤)
130 < 1130 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه بابى ذر، رحمه الله، فرموده هنگاميكه او را(از مدينه) به ربذه اخراج نمودند
٤٠٣ ص
(٢١٥)
131 < 1131 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در توبيخ و سرزنش اصحاب و اشاره ببعض از صفات خود)
٤٠٧ ص
(٢١٦)
132 < 1132 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در سپاس خداوند و اشاره به بعضى از اوصاف او)
٤٠٩ ص
(٢١٧)
قسمت أول خطبه
٤٠٩ ص
(٢١٨)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در بيوفائى دنيا و وصيت بتقوى و پرهيزكارى)
٤١٠ ص
(٢١٩)
133 < 1133 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در ستايش حق تعالى)
٤١١ ص
(٢٢٠)
قسمت أول خطبه
٤١١ ص
(٢٢١)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در عظمت قرآن كريم)
٤١٢ ص
(٢٢٢)
و قسمتى سوم از اين خطبه است(در وصف پيغمبر اكرم)
٤١٢ ص
(٢٢٣)
و قسمتى چهارم از اين خطبه است(در دنيا بينى و آخرت طلبى)
٤١٣ ص
(٢٢٤)
و قسمتى پنجم از اين خطبه است(در تمسك بكتاب خدا)
٤١٤ ص
(٢٢٥)
134 < 1134 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه عمر ابن الخطاب براى رفتن بجنگ روميان از آن بزرگوار مشورت نمود
٤١٥ ص
(٢٢٦)
135 < 1135 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه بين آن بزرگوار و عثمان جدالى رخ داد، و مغيرة ابن اخنس بعثمان گفت
٤١٧ ص
(٢٢٧)
136 < 1136 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(براى اصحابش فرمود كه منظورشان از بيعت با آن بزرگوار بدست آوردن رياست و متاع دنيا بود نه ترويج دين مقدس اسلام)
٤١٨ ص
(٢٢٨)
137 < 1137 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در باره طلحه و زبير(و ابطال گفتارشان كه پس از نقض بيعت كشتن عثمان را بآن بزرگوار نسبت دادند)
٤١٩ ص
(٢٢٩)
قسمت أول خطبه
٤١٩ ص
(٢٣٠)
جزء سوم
٤٢٣ ص
(٢٣١)
دنباله باب خطب
٤٢٣ ص
(٢٣٢)
مقدمه مترجم
٤٢٣ ص
(٢٣٣)
138 < 1138 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه در آن به پيش آمدهاى سخت(و بظهور قائم منتظر - عجل الله فرجه) اشاره مى فرمايد
٤٢٤ ص
(٢٣٤)
قسمت أول خطبه
٤٢٤ ص
(٢٣٥)
قسمتى دوم از اين خطبه است(كه به فتنه هاى نزديك ظهور امام زمان«عليه السلام» اشاره مى فرمايد)
٤٢٥ ص
(٢٣٦)
قسمتى سوم از اين خطبه است(كه ظاهرا اشاره بخروج سفيانى مى باشد،
٤٢٦ ص
(٢٣٧)
139 < 1139 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(بعد از وفات عمر) هنگاميكه(بدستور او براى امر خلافت) شورى برقرار شد(امام عليه السلام به زيان آن مجلس اشاره فرمود)
٤٢٨ ص
(٢٣٨)
140 < 1140 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در نهى از غيبت مردم
٤٢٩ ص
(٢٣٩)
141 < 1141 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در نهى از شنيدن غيبت و اينكه نبايد به گفتار بد گو گوش فرا داد)
٤٣١ ص
(٢٤٠)
142 < 1142 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در مذمت مال دارى كه مالش را بيجا صرف ميكند)
٤٣٢ ص
(٢٤١)
143 < 1143 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است هنگام باران خواستن
٤٣٥ ص
(٢٤٢)
144 < 1144 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در فضائل و مناقب ائمه اطهار)
٤٣٧ ص
(٢٤٣)
قسمت أول خطبه
٤٣٧ ص
(٢٤٤)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در توبيخ و سرزنش بنى اميه و پيروانشان)
٤٣٩ ص
(٢٤٥)
145 < 1145 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در مذمت و بيوفائى دنيا)
٤٤٠ ص
(٢٤٦)
قسمت أول خطبه
٤٤٠ ص
(٢٤٧)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در نهى از متابعت بدعت و ترغيب به پيروى از سنت)
٤٤٢ ص
(٢٤٨)
146 < 1146 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است بعمر ابن خطاب هنگامى كه براى رفتن خود بجنگ با اهل ايران با آن بزرگوار مشورت نمود
٤٤٣ ص
(٢٤٩)
147 < 1147 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در باره بعثت پيغمبر اكرم و خبر از آنچه بعد واقع ميشود و پند و اندرز بمردم و ترغيب آنان به اطاعت و فرمانبردارى)
٤٤٦ ص
(٢٥٠)
قسمت أول خطبه
٤٤٦ ص
(٢٥١)
قسمت دوم خطبه
٤٤٨ ص
(٢٥٢)
قسمت سوم خطبه
٤٥٠ ص
(٢٥٣)
148 < 1148 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در باره اهل بصره(مذمت طلحه و زبير)
٤٥٢ ص
(٢٥٤)
149 < 1149 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(پس از ضربت زدن ابن ملجم بر فرق آن بزرگوار، و) پيش از وفاتش
٤٥٥ ص
(٢٥٥)
150 < 1150 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه در آن بفتنه و پيش آمدهاى سختى كه(بعد از آن بزرگوار) واقع شده است اشاره مى فرمايد(و از غيبت امام زمان«عجل الله فرجه» خبر مى دهد)
٤٥٨ ص
(٢٥٦)
قسمت أول خطبه
٤٥٨ ص
(٢٥٧)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در باره مردم زمان جاهليت و اصحاب پيغمبر اكرم)
٤٦٠ ص
(٢٥٨)
151 < 1151 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در مدح حضرت رسول و پند دادن به عرب و خبر دادن از پيش آمدهاى سخت)
٤٦٤ ص
(٢٥٩)
قسمت أول خطبه
٤٦٤ ص
(٢٦٠)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در چگونگى حال مؤمنين و نيكان در آخر الزمان)
٤٦٧ ص
(٢٦١)
152 < 1152 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در توحيد و صفات خداوند)
٤٦٨ ص
(٢٦٢)
قسمت أول خطبه
٤٦٨ ص
(٢٦٣)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در باره انتقال خلافت بآن بزرگوار و ستودن ائمه هدى و اندرز بمردم)
٤٧١ ص
(٢٦٤)
قسمتى سوم از اين خطبه است(در وصف كسيكه در راه ضلالت و گمراهى سر گردان است)
٤٧٣ ص
(٢٦٥)
قسمتى چهارم از اين خطبه است(در باره گناهكاران و اندرز به شنوندگان)
٤٧٥ ص
(٢٦٦)
153 < 1153 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در پند و اندرز دادن بمردم و ستودن ائمه اطهار)
٤٧٩ ص
(٢٦٧)
قسمت أول خطبه
٤٧٩ ص
(٢٦٨)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در فضائل اهل بيت عليهم السلام)
٤٨١ ص
(٢٦٩)
154 < 1154 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه در آن(جمله اى از صفات حق تعالى و) شگفتى آفرينش شب پره را ياد مى فرمايد
٤٨٥ ص
(٢٧٠)
155 < 1155 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است خطاب باهل بصره كه بر سبيل حكايت از پيشامدهاى سخت خبر مى دهد
٤٨٧ ص
(٢٧١)
قسمت أول خطبه
٤٨٧ ص
(٢٧٢)
و قسمتى دوم از اين سخنان است(در چگونگى حال اهل قبور در قيامت، و ترغيب مردم بر امر بمعروف و نهى از منكر و پيروى قرآن كريم، و نقل فرمايش رسول اكرم در باره وقوع فتنه و فساد)
٤٩١ ص
(٢٧٣)
156 < 1156 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در اندرز و پرهيزكارى، و تهيئه توشه آخرت)
٤٩٦ ص
(٢٧٤)
157 < 1157 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در بعثت پيغمبر اكرم و ستودن قران كريم)
٤٩٩ ص
(٢٧٥)
قسمت أول خطبه
٤٩٩ ص
(٢٧٦)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در باره بنى اميه و ستمگرى و انقراض حكومت و سلطنتشان)
٥٠٠ ص
(٢٧٧)
158 < 1158 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در باره معاشرت و مهربانى كه با مردم فرموده)
٥٠٢ ص
(٢٧٨)
159 < 1159 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در صفات حق تعالى)
٥٠٣ ص
(٢٧٩)
قسمت أول خطبه
٥٠٣ ص
(٢٨٠)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در بطلان ادعاى كسيكه كردارش طبق گفتارش نمى باشد، و ترغيب مردم بدل نبستن بدنيا و پيروى از پيغمبران)
٥٠٦ ص
(٢٨١)
قسمت سوم خطبه
٥٠٨ ص
(٢٨٢)
قسمت چهارم خطبه
٥١٠ ص
(٢٨٣)
قسمت پنجم خطبه
٥١٢ ص
(٢٨٤)
160 < 1160 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در مدح پيغمبر اكرم و اندرز بمردم)
٥١٤ ص
(٢٨٥)
قسمت أول خطبه
٥١٤ ص
(٢٨٦)
قسمت دوم خطبه
٥١٦ ص
(٢٨٧)
161 < 1161 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در جنگ صفين) به يكى از اصحابش كه از آن بزرگوار پرسيد چگونه اطرافيان شما(سه خليفه و پيروانشان) شما را از خلافت باز داشتند
٥١٨ ص
(٢٨٨)
162 < 1162 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در ذكر بعضى از صفات خداوند جل شأنه)
٥٢٢ ص
(٢٨٩)
قسمت أول خطبه
٥٢٢ ص
(٢٩٠)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در شگفتى آفرينش انسان و عظمت و بزرگى آفريننده)
٥٢٤ ص
(٢٩١)
163 < 1163 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه(فساد و تباهكارى عثمان و كار گردانان او در مدينه و سائر شهرها شيوع پيدا نمود جمعى از اهل مدينه صحابه رسول خدا و ديگران بمردم شهرها نوشتند
٥٢٧ ص
(٢٩٢)
164 < 1164 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه در آن شگفتى آفرينش طاووس را ياد مى فرمايد
٥٣٠ ص
(٢٩٣)
قسمت أول خطبه
٥٣٠ ص
(٢٩٤)
قسمت دوم خطبه
٥٣٤ ص
(٢٩٥)
قسمتى سوم از اين خطبه است در چگونگى بهشت
٥٣٩ ص
(٢٩٦)
165 < 1165 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در پند و اندرز به اصحابش)
٥٤١ ص
(٢٩٧)
قسمت أول خطبه
٥٤١ ص
(٢٩٨)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در خبر دادن باجتماع مسلمانان بعد از پراكندگيشان از هم و از بين بردن بنى اميه، و سرزنش به اصحابش)
٥٤٢ ص
(٢٩٩)
166 < 1166 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است در آغاز خلافتش
٥٤٥ ص
(٣٠٠)
167 < 1167 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است بعد از آنكه با آن بزرگوار بخلافت بيعت كردند
٥٤٧ ص
(٣٠١)
168 < 1168 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است هنگام رفتن اصحاب جمل(پيروان عائشه شتر سوار) ببصره
٥٤٩ ص
(٣٠٢)
169 < 1169 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است
٥٥١ ص
(٣٠٣)
170 < 1170 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه به روبرو شدن(جنگيدن) با مردم شام در صفين مصمم شد،
٥٥٣ ص
(٣٠٤)
171 < 1171 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در بعض از صفات خداوند سبحان)
٥٥٤ ص
(٣٠٥)
قسمت أول خطبه
٥٥٤ ص
(٣٠٦)
قسمتى دوم از اين خطبه است(در گفتگوى آن حضرت با يكى از اهل شورى كه عمر دستور تشكيل آنرا بعد از خود داده بود)
٥٥٥ ص
(٣٠٧)
و قسمتى سوم از اين خطبه است در باره اصحاب جمل(طلحه و زبير و پيروانشان)
٥٥٦ ص
(٣٠٨)
172 < 1172 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در مدح پيغمبر اكرم، و اشاره بوظائف امامت، و ترغيب به پرهيزكارى، و مذمت از دنيا)
٥٥٨ ص
(٣٠٩)
قسمت أول خطبه
٥٥٨ ص
(٣١٠)
قسمت دوم خطبه
٥٥٩ ص
(٣١١)
قسمت سوم خطبه
٥٦٠ ص
(٣١٢)
قسمت چهارم خطبه
٥٦١ ص
(٣١٣)
173 < 1173 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در باره طلحة ابن عبيد الله
٥٦٣ ص
(٣١٤)
174 < 1174 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(كه در آن به شنوندگان اندرز داده بفضائل خود اشاره مى فرمايد)
٥٦٥ ص
(٣١٥)
175 < 1175 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در اندرز بمردم و فضائل قرآن كريم كه آنرا در اوائل خلافت خود فرموده)
٥٦٧ ص
(٣١٦)
قسمت أول خطبه
٥٦٨ ص
(٣١٧)
قسمت دوم خطبه
٥٧١ ص
(٣١٨)
قسمت سوم خطبه
٥٧٤ ص
(٣١٩)
قسمت چهارم خطبه
٥٧٦ ص
(٣٢٠)
176 < 1176 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(با خوارج نهروان) در باره ابو موسى اشعرى و عمرو ابن عا
٥٧٧ ص
(٣٢١)
177 < 1177 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در اول خلافت خود راجع به اوصاف خداوند سبحان و مدح حضرت رسول صلى الله عليه و آله و اندرز به شنوندگان)
٥٨٠ ص
(٣٢٢)
178 < 1178 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در وقتى كه ذعلب يمنى از آن بزرگوار پرسيد
٥٨٢ ص
(٣٢٣)
179 < 1179 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است در سرزنش اصحاب خود
٥٨٥ ص
(٣٢٤)
180 < 1180 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است، يكى از اصحابش(عبد الله ابن قعين) را فرستاد تا خبر آورد از گروهى(خريت ابن راشد رئيس بنى ناجيه و پيروانش) كه از سپاه كوفه(در جنگ صفين) بودند،
٥٨٧ ص
(٣٢٥)
181 < 1181 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است، روايت شده از نوف(ابن فضاله) بكالى كه(از خواص اصحاب امام عليه السلام است در يمن شهرى بنام صنعاء است كه در سمت غربى آن موضعى بنام حمير است و بكال نام قبيله اى بوده كه در آنجا سكونت داشته اند)
٥٩٠ ص
(٣٢٦)
قسمت أول خطبه
٥٩٠ ص
(٣٢٧)
قسمت دوم خطبه
٥٩٤ ص
(٣٢٨)
قسمتى سوم از اين خطبه است(در باره امام منتظر عجل الله تعالى فرجه)
٥٩٧ ص
(٣٢٩)
182 < 1182 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در حمد و ثناى خداى تعالى)
٦٠٠ ص
(٣٣٠)
قسمت أول خطبه
٦٠٠ ص
(٣٣١)
قسمتى دوم از اين خطبه است در وصف قرآن(و اندرز بمردم)
٦٠٣ ص
(٣٣٢)
قسمت سوم خطبه
٦٠٨ ص
(٣٣٣)
183 < 1183 > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است به برج ابن مسهر كه از قبيله بنى طى و از(شعراء) خوارج بود، هنگاميكه گفت لا حكم إلا لله يعنى حكمى نيست جز از جانب خدا، بطوريكه آن حضرت مى شنيد، پس فرمود
٦١٠ ص
(٣٣٤)
184 < 1184 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است، روايت شده كه يكى از اصحاب و پيروان امير المؤمنين عليه السلام كه او را همام مى گفتند
٦١٣ ص
(٣٣٥)
قسمت أول خطبه
٦١٣ ص
(٣٣٦)
قسمت دوم خطبه
٦١٨ ص
(٣٣٧)
185 < 1185 > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است كه منافقين و مردم دو رو را در آن وصف مى فرمايد
٦٢٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص

ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٧٨ - ٧٨ < ١٠٧٨ > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه به بعضى از اصحاب خود(عفيف برادر اشعث ابن قيس) فرمود آنگاه كه عازم رفتن بجنگ با خوارج بود

(١٠٧٩)

٧٨ (١٠٧٨)- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه به بعضى از اصحاب خود (عفيف برادر اشعث ابن قيس) فرمود آنگاه كه عازم رفتن بجنگ با خوارج بود

، او بآن بزرگوار عرض كرد:

يا امير المؤمنين اگر در اين هنگام (بسوى خوارج) روانه شوى مى‌ترسم ظفر نيافته بمقصود خويش نرسى، و اين اطّلاع را از علم نجوم دانسته‌ام، حضرت فرمود:

(١) آيا گمان دارى كه تو ساعتى را نشان مى‌دهى كه هر كه در آن سفر كند بلاء و بدى از او دور گردد؟

و بر حذر مى‌دارى از ساعتى كه هر كه در آن روانه شود زيان و سختى او را فرا گيرد؟ (٢) كسيكه اين سخنان تو را باور نمايد قرآن را دروغ پنداشته (در قرآن كريم س ٢٧ ى ٦٥ مى‌فرمايد: قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ‌ يعنى بگو هر كه در آسمانها و زمين است نا آمده و پوشيده را نمى‌داند مگر خدا) و براى بدست آوردن آنچه دوست دارد و دورى از ناپسنديها از طلب يارى از خدا بى نياز گرديده، (٣) و سزاى گفتار تو آنست كه هر كه به فرمانت رفتار نمايد بايد تو را حمد و سپاس گزارد نه پروردگارش را، زيرا تو گمان دارى كه تويى آنكه او را به ساعتى راهنمائى كرده‌اى كه در آن سود بدست آورده و از زيان ايمن گشته است.

(٤) (بعد از آن حضرت بمردم رو نموده فرمود:) اى مردم از آموختن نجوم بپرهيزيد (و آنرا ياد نگيريد) مگر به قدرى كه در بيابان يا در دريا (براى دانستن راهها در سفر و شناختن اوقات عبادت و بندگى و تعيين قبله و مسير كشتى و مانند آنها) بآن راه يافته شود (حاجت داشته باشيد، در قرآن كريم س ٦ ى ٩٧ مى‌فرمايد: وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ، قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ‌ يعنى او است خداوندى كه ستاره‌ها را براى شما قرار داد تا در تاريكى‌هاى بيابان و دريا بآنها راه بيابيد، و ما براى مردم دانا نشانه‌هاى قدرت خود را بيان كرديم) زيرا نتيجه آموختن نجوم كهانت و غيب گوئى گردد، (٥) و (كهانت صنعتى است كه داراى آن بكمك ديو و جنّ از غيب و پوشيده خبر مى‌دهد و در ميان مردم فتنه و فساد كند، و كار منجّم از جهت غيب گوئى و ربط دادن كواكب و ستارگان را در سود و زيان و سعد و نحس اوقات و نوميد كردن مردم را از خدا و اميدوار نمودن به گفتار و كردار خود و اعتقاد بدرستى آن مانند عمل و اعتقاد شخص كاهن است پس از جهت گمراهى خويش و گمراه كردن ديگران) منجّم مانند كاهن است و كاهن مانند ساحر (سحر سخنى است كه ساحر