ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٤٠٦ - ١٣٠ < ١١٣٠ > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه بابى ذر، رحمه الله، فرموده هنگاميكه او را(از مدينه) به ربذه اخراج نمودند
(چون بر خلاف سنّت و طريقه پيغمبر اكرم رفتار ميكنند مبادا ايشان را مفتضح و رسوا كنى) و تو بر دين خود از آنها ترسيدى (كه مبادا فريب خورده از آنان پيروى كنى) پس آنچه كه براى آن از تو مىترسند بدستشان ده (از دنياى آنها چشم بپوش) و براى آنچه كه بر آن مىترسى از ايشان بگريز، (٣) چه بسيار نيازمند بآنچه تو آنها را منع نمودى (از منكرات نهى كردى و در آن فوائد بيشمارى است كه همه بآن احتياج دارند) و چه بسيار بىنيازى از آنچه (دنيايى) كه ترا منع نمودند، و زود است كه فردا (روز رستخيز) بدانى سود از آن كيست، و چه كسى رشك بسيار مىبرد، (٤) و اگر آسمانها و زمينها بر بندهاى بسته شود، پس آن بنده خدا ترس و پرهيزكار باشد خداوند براى او راه خلاصى قرار دهد (چنانكه در قرآن كريم س ٦٥ ى ٢ مىفرمايد: وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً ى ٣ وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ يعنى هر كه از خدا ترسيده پرهيزكار باشد براى او راه نجات قرار دهد، و روزى مىدهد باو از جائيكه گمان ندارد) (٥) با تو انس نمىگيرد مگر حقّ، و از تو نمىرمد مگر باطل، پس اگر دنياى ايشان را مىپذيرفتى (با آنان همكارى مىكردى) ترا دوست مىداشتند، و اگر از دنيا چيزى براى خود جدا مىنمودى (دنيا پرست بودى) ترا در امان مىگذاشتند (اين همه آزار ترا روا نمىداشتند).