ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٥٠٠ - قسمتى دوم از اين خطبه است(در باره بنى اميه و ستمگرى و انقراض حكومت و سلطنتشان)
مصدّق نبوّت و پيغمبرى آن حضرت و روشن كننده تاريكىهاى نادانى و گمراهى بود) قرآن است، پس در خواست نمائيد تا گويا گردد (از كسيكه عالم بتنزيل و تأويل و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و ظاهر و باطن آنست هر چه مىخواهيد بپرسيد تا براى شما بيان كند) و هرگز (قرآن به خودى خود و بى مبيّن حقيقى) گويا نمىشود، و ليكن (چون عالم بحقائق و اسرار آن ما اهل بيت هستيم، لذا) من شما را از آن خبر مىدهم (علوم و احكام آنرا بيان ميكنم) (٣) آگاه باشيد در قرآن است علم بآنچه (بعد از اين) مىآيد، و خبر از گذشته (از آفرينش آسمانها و زمين و آنچه در آنها است، و چگونگى احوال پيشينيان) و داروى درد (نادانى و گمراهى) و نظم و ترتيب دادن بآنچه (از امور دنيا و آخرت و سود و زيان كه) مربوط بشما است.
قسمتى [دوم] از اين خطبه است (در باره بنى اميّه و ستمگرى و انقراض حكومت و سلطنتشان):
(٤) در آن زمان (كه بنى اميّه بر مردم مسلّط مىگردند) باقى نمىماند خانه گلى و نه خانه چادرى (خانههايى كه