ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٥٢٠ - ١٦١ < ١١٦١ > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در جنگ صفين) به يكى از اصحابش كه از آن بزرگوار پرسيد چگونه اطرافيان شما(سه خليفه و پيروانشان) شما را از خلافت باز داشتند
پس شگفتا از اين كار بزرگ كه شگفتى را از بين مىبرد (بمنتهى درجه رسانده كه از آن چيزى بجا نمانده) و كج روى و نادرستى را بسيار مىگرداند، ٤ گروهى از مردم (معاويه و پيروانش) از راه مكر و حيله در صدد برآمدند كه نور خدا را از چراغش خاموش كنند، و فوران و راه آب آنرا از چشمهاش ببندند (احكام اسلام را از بين برده وصىّ و جانشين پيغمبر اكرم را خانه نشين كنند) و ميان من و خودشان آب وبا آور را آميخته و درهم نمودند (فتنه و فساد و جنگ و خونريزى برپا كردند) ٥ پس اگر از ما و ايشان سختيهاى غمّ و اندوهها برطرف شود آنان را براه حقّ محض مىكشم (تا رضاء و خوشنودى خدا و رسول را بدست آورده سعادتمند گردند) و اگر قسم ديگرى شد (قدم در راه حقّ ننهادند، و با راهنماى الهى بجنگ و زد و خورد مشغول ماندند، باكى نيست، زيرا خداوند در قرآن كريم س ٣٥ ى ٨ مىفرمايد:
فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ، إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ يعنى) پس براى گمراهى ايشان بسبب غمّ و اندوه بسيار خود را هلاك و تباه مگردان، زيرا خداوند دانا است بآنچه بجا مىآورند (و آنان را بكيفر اعمالشان مىرساند).