ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٦٦ - قسمتى دوم از اين خطبه است(كه از پيدايش حجاج ابن يوسف و تسلط و ستم او بر اهل كوفه خبر داده، و آنان را از نتيجه كردار زشتشان آگاه ساخته مى فرمايد)
و رنجور سازد) (١٠) بياور آنچه دارى اى أبا و ذحة (وذحه در لغت بمعنى پشكلى است كه در زير دنبه گوسفند از بول و سرگين بسته ميشود، امام عليه السّلام بواسطه رنجش از اصحاب خود اين جمله را فرموده و پيدايش حجّاج را خواسته و باين خبر شگفت آور از غيب اشاره نموده، و ليكن مردم ندانستند كه وذحه چيست و مراد آن حضرت به كيست تا زمانيكه حكايت حجّاج با خنفساء «نام حيوانى كوچكتر از جعل» و ناميدن حجّاج خنفساء را بلفظ وذحه بر زبانها افتاد، آنگاه بمقصود امام پى بردند. ابن ميثم بحرانىّ رحمه اللّه در شرح نهج البلاغه در اينجا چنين بيان فرموده: روزى حجّاج بر سجّاده خود نماز مىگزارد خنفسايى بجانب او رو آورد، گفت آنرا از من دور كنيد كه وذحهاى است از وذح شيطان، و هم از او روايت شده كه گفت خدا بكشد گروهى را كه گمان ميكنند اين حيوان مخلوق خدا است، گفتند:
پس خلق كيست؟ گفت از وذح شيطان است. سيّد رضىّ فرمايد:) مىگويم: مراد از وذحه، خنفساء است (حجّاج اين لفظ را بر خنفساء اطلاق نموده، نه آنكه در لغت معنى آن خنفساء باشد) و اين فرمايش اشاره به آمدن حجّاج است، و او را با وذحه حكايتى است كه جاى بيان آن اينجا نيست.