ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٦ - قسمتى دوم از اين خطبه در كيفيت خلق آدم عليه السلام است
(چون شيطان بيشتر مردم را فريب داد كه بعهد و پيمان فطريشان وفا نكردند و بحقّ حقّ نادان شدند، خداوند متعال هم از جهت اتمام حجّت پى در پى پيغمبران براى آنان فرستاد تا ايشان را براه راست دلالت كنند) (٣٨) بهمين ترتيب قرنها پديد آمد، روزگارها گذشت، پدرها در گذشتند و فرزندان به جايشان نشستند، تا اينكه خداوند سبحان حضرت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله را بر انگيخت براى اينكه وعده خود را انجام دهد (چون به پيغمبران پيش وعده داده بود كه آن بزرگوار به پيغمبرى مبعوث خواهد شد) و براى اينكه پيغمبرى را به آن حضرت ختم نمايد (بعد از او پيغمبرى نمىفرستد) در حالتى كه از پيغمبران عهد و پيمان گرفته شده بود (تا ايشان نيز به رسالت او اقرار كنند و مبعوث شدن و خاتميّتش را به امّتهاى خود خبر دهند، پس پيش همه جهانيان) علامت و نشانههاى او شهرت يافت، موقع ولادتش گرامى و پسنديده (بهترين اوقات) بود، (٣٩) و مردم در آنروز داراى مذهبهاى متشتّت و بدعتهاى زياد و رويّههاى مختلف بودند، گروهى خداوند متعال را به خلقش تشبيه مىكردند (مانند طايفه مجسّمه كه او را مثل خلق صاحب اعضاء و جوارح و مكان مىدانستند) و برخى در اسم او تصرّف مىكردند (نامهايى از اسماء اللّه اتّخاذ نموده بتهاى خود را بآن نامها مىخواندند، مانند بت پرستان از عرب كه لات را از اللَّه و عزّى را از عزيز و منات را از منّان گرفته آنها را معبود خويش مىپنداشتند) و جمعى بغير او اشاره مىكردند (مانند دهريّين