با انديشوران مسلمان رهيافتى نو در فقه مقارن - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨٤
عبدالله بن مسعود به سايه نگريست ، ديد به اندازه قد انسان رسيده، گفت: اگر صاحب شما سنتِ پيامبرتان را درست بداند ، اكنون بيرون مى آيد !
به خدا سوگند ، هنوز سخن ابن مسعود پايان نيافته بود كه عمّار بن ياسر بيرون آمد و نداى نماز داد[١٠٦] .
l از عبدالله بن عمرو بن عاص رسيده كه گفت :
اگر دو نفر از پيشينيان اين امت با مُصحف هاشان در يكى از اين بيابان ها سكنا گزينند و مردم زمانِ حاضر نزد آنها بروند ، از اعمال عبادى آنان سر در نمى آورند[١٠٧] .
l امام مالك از عمويش ابى سهل بن مالك روايت مى كند كه به نقل از پدرش گفت :
از كارهاى اين مردم جز ندا براى نماز را نمى شناسم [ كه سنّت باشد ][١٠٨] .
l از امام صادق (عليه السلام) رسيده كه فرمود :
لا والله ، ما هم على شيء ممّا جاء به رسول الله إلاّ استقبال الكعبة فقط[١٠٩] ;
[١٠٦] . مسند احمد ١ : ٤٥٩ -
[١٠٧] . زهد والرقائق : ٦٦ ; الصحيح فى سيرة النبى ١ : ١٤٤ -
[١٠٨] . الموطأ ١ : ٩٣ ; جامع بيان العلم ٢ : ٢٤٤ -
[١٠٩] . بحار الأنوار ٦٦ : ٩١ -