با انديشوران مسلمان رهيافتى نو در فقه مقارن - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٩
و شمار رواياتِ اين گروه ، در صحاح و سنن و ديگر كتاب ها اندك نمى باشد و با تكيه بر آنها مى توان به راحتى آنچه را ديگران (با پيروى از خط مشى حكومت) از امام على (عليه السلام) روايت كرده اند ، ضعيف دانست ; چرا كه مؤيّدات و شواهد صحيحى از ابن مسعود و ابن عبّاس و عائشه و ديگران در اين زمينه هست .
اينكه عائشه از مسح بر كفش نهى مى كند ، خبرى را كه از امام على (عليه السلام) در اين زمينه روايت شده و نزد اهل سنّت ضعيف به شمار مى رود ، تقويت مى كند و براساسِ مبانى اهل سنّت ، آن را به سطح خبر صحيح ارتقا مى بخشد ; چرا كه به طريق صحيح ، مضمونِ آن از عائشه روايت شده است . بنابراين ، حديث عائشه پشتوانه يكى از دو روايتِ امام على (عليه السلام) مى شود .
در موضوع «مُتعه» (ازدواج موقت) نيز اين سخن جارى است . اينكه جابر يا ابن عبّاس يا ابو موسى اشعرى قائل به جواز متعه اند ، خبرى را كه از امام على (عليه السلام) در جواز متعه هست و نزد اهل سنّت ضعيف مى باشد ، به درجه خبر صحيح ارتقا مى دهد ; زيرا مضمونِ آن در آثار صحيح ديگر آنها هست .
بر اين اساس ، حديث ضعيف را با شاهد يا تابع صحيح ـ برحسب معيارهاى اهل سنّت ـ مى توان به حدّ خبر صحيح ارتقا داد .
در رواياتى كه نزد اهل سنّت از امام على (عليه السلام) هست و آنها را بدان