با انديشوران مسلمان رهيافتى نو در فقه مقارن - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨
روايت نمى كنيم ، و اَثرى از هيچ يك از آنها جز در همان جاهاى خودشان وجود ندارد .
دكتر محمّد كامل حسين در مقدمه اش بر موطأ مالك مى نگارد :
يَرْوي الشيعةُ عن طريقه أحاديثَ كثيرةً ، لا نَجِدُها إلاّ في كُتُب الشيعة[٢] ;
شيعه از طريق امام صادق (عليه السلام) احاديث فراوانى را روايت مى كند كه جز در كتاب هاى شيعه ، جاى ديگر آنها را نمى يابيم .
ابن سعد در الطبقات الكبرى ـ در ترجمه امام باقر (عليه السلام) مى گويد :
وكانَ ثقةً ، كثيرَ العلمِ والحديث ، ولَيْس يَروي عنه مَن يُحْتَجُّ به[٣] ;
[٢] . موطأ مالك ١ : ٢١ (مقدّمه محقّق) .
[٣] . الطبقات الكبرى ٥ : ٣٢٤ -
استاد أسد حيدر (رحمه الله) در كتاب «الإمام الصادق والمذاهب الأربعه ٢ : ١٤٩» بر سخنِ ابن سعد اين گونه تعليق مى زند : آيا مقصود ابن سعد اين است كه همه كسانى كه از امام باقر (عليه السلام) روايت كرده اند ، سخنشان قابل احتجاج نيست ؟ چگونه اين ادعا ممكن است درست باشد در حالى تابعان ثقه و علماى مسلمانان از آن حضرت روايت كردند ، اصحاب صحاح به اين روايات احتجاج ورزيده اند ، و هيچ كس از سخنِ آن حضرت بازنايستاده است .
به نظر مى رسد مقصود ابن سعد از اين كلمه ، راويان شيعه باشد ; چرا كه در عرصه فكرى و درونى ابن سعد و ارتكازات ذهنى كه از اوهام و عوامل سياسى و قدرتِ سياسى حاكم بر ضد شيعه ، برانديشه اش راه يافته بود ، راويان شيعه ، ثقه دانسته نمى شدند . سپس استاد به شمارش نامِ راويان امام باقر (عليه السلام) مى پردازد .