با انديشوران مسلمان رهيافتى نو در فقه مقارن - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٥
در رأس گروه حاكم ، اشخاصى چونان ابوبكر ، عمر ، عثمان و معاويه قرار داشتند ، اينان نقلِ حديث از پيامبر را برنمى تافتند و به اكتفا به قرآن فرامى خواندند و مخالف تدوين حديث از پيامبر (صلى الله عليه وآله)بودند .
در مقابل ، گروهى از صحابه بر نقل حديث و تدوين آن از پيامبر (صلى الله عليه وآله) پاى مى فشردند هرچند شمشير آخته بر گردن هاشان نهاده شود[٧٣] .
مى دانيم كه مخالفان عمر در مسائل فقهى ، اصحاب مدوّنات بودند ; كسانى كه از پيامبر (صلى الله عليه وآله) حديث مى كردند و تابع نصوص بودند و به رأى تن نمى دادند .
اين امر ، مى نماياند كه اختلاف عمر با ديگران تنها در امور سياسى نبوده ، بلكه مسائل فقهى را نيز در برمى گرفت . ما در كتاب «منع تدوين حديث» اثبات كرده ايم كه اغلب كسانى كه عمر را در فتواهايش تخطئه مى كردند از مُدَوِّنان به شمار مى آمدند .
از اين رو ما مى توانيم از روايات اينان ، براى استحكام آنچه مكتب
[٧٣] . نگاه كنيد به ، صحيح بخارى ١ : ٣٧ ، باب العلم قبل القول والعمل ; سنن دارمى ١ : ١٤٦ ، حديث ٥٤٥ ; الطبقات الكبرى ٢ : ٢٥٤ ; سير اعلام النبلاء ٢ : ٦٤ -