با انديشوران مسلمان رهيافتى نو در فقه مقارن - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤١
مُبَشَّره» (ده نفرى كه پيامبر مژده بهشت به آنان داد) تا اينكه به عدالت همه صحابه قائل شدند ، در حالى كه خداى متعال بر «وحدت نظر» تأكيد دارد و مى فرمايد :
) وَأَنَّ هذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُوا السُّبُلَ ([٥٣] ;
اين است صراط مستقيمِ من ، آن را بپيرويد و ديگر راه ها را [ كه انحرافى اند ] نپيماييد .
) وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً ([٥٤] ;
اگر قرآن از نزد غير خدا بود ، در آن اختلاف فراوانى مى يافتند .
آرى ، وراى تدوين سنتِ پيامبر (صلى الله عليه وآله)[٥٥] و تديُّن به مذاهب چهارگانه اهل سنّت[٥٦] ، امويان و عبّاسيان قرار داشتند ; يعنى علماى دربارى افكار خلفا را در عهد اموى به عنوان حديث ، اصالت بخشيدند و به عنوان فقه اسلامى در عهد عباسى رواج دادند و آن گاه فقهى را ارزانى امتِ اسلام داشتند كه آشكارا با فقه اهل بيت (عليهم السلام) مغايرت داشت ، تا از اين طريق آنها را شناسايى و از امت اسلامى طرد كنند .
[٥٣] . سوره انعام (٦) ، آيه ١٥٣ -
[٥٤] . سوره نساء (٤) ، آيه ٨٢ -
[٥٥] . عمر بن عبدالعزيز دستور داد كه ابن شهاب زُهْرى احاديث پيامبر (صلى الله عليه وآله) را جمع آورى كند ، او نيز به اين كار اقدام كرد (نگاه كنيد به كتاب «منع تدوين الحديث» اثر نگارنده) .
[٥٦] . بنگريد به كتابِ «الإمام الصادق والمذاهب الأربعة» ، اثر اسد حيدر .