با انديشوران مسلمان رهيافتى نو در فقه مقارن

با انديشوران مسلمان رهيافتى نو در فقه مقارن - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٠

به عنوان مثال : قدرتِ حاكم ، سياستِ بسنده بودن قرآن را براى محدود سازى نشر احاديث پيامبر (صلى الله عليه وآله) در مثالب و فضائل ، در پيش گرفت و نيز براى آنكه صحابه و راويان بر بد فهمى خليفه پى نبرند ; به مشروعيتِ تعدُّد آرا قائل شدند تا در برابر جريانِ «وحدت نظر» در شريعت بايستند .

اگر محقق بر اَمثال اين امور اِشراف يابد ، با آنها تعامل ديگرى خواهد داشت و از تقليد كورى كه رويه پيشينيان را دنبال مى كند بيرون مى آيد و درمى يابد كه امر تنها به اختلاف نگرش ها مربوط نمى شود و فقط به اختلاف در شنيدن و ديدن برنمى گردد ، بلكه سياست و هواى نفسِ گروه حاكم ، در پا برجا كردن اختلاف فقهى ميان مسلمانان نقش اساسى دارد .

خلفاى اُموى و عباسى مى خواستند طالبيين را شناسايى كنند ، براى اين كار ، از اختلاف نظر صحابه و تابعين ـ در احكام و عقايد ـ سوء استفاده كردند و آن را بهترين وسيله براى شناسايى طالبيين دانستند ; چرا كه اختلاف پيش از اين تاريخ وجود داشت و ما آن را انكار نمى كنيم .

امويان و عباسيان از اين اختلاف استفاده ناجوان مردانه كردند ; چرا كه فقه حاكم بر لزوم اقتدا به ابوبكر و عمر بنا شده بود ، سپس عثمان در پى آمد ، بعد خلفاى چهارگانه مطرح شد و آن گاه «عَشَر