با انديشوران مسلمان رهيافتى نو در فقه مقارن - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٨
حيات ، اين گونه بود ، مى توان حدس زد كه با صحابيانى كه در قيد حيات نبودند ، پس از چند قرن ، چه مى كردند !
بعيد به نظر نمى رسد كه اينان براى تقويتِ جايگاه حاكمان ، به بزرگان صحابه سخنانى را نسبت دهند كه با نظر خليفه سازگار باشد . اين ، رويه اى است كه آنان در مسائل بسيارى در پيش گرفتند .
اين امر ، چندان پوشيده نيست ، مى توان اثبات كرد كه سردمداران قدرت و حكومت ، فقه و حديث را بازيچه خود ساختند . اين مطلب را مى توان از سخنان گروه ديگر از صحابه كه جز نقل از پيامبر (صلى الله عليه وآله) را برنمى تافتند ، به دست آورد ; آنان كسانى را كه سيره عمر را در متعه و تكبير در نماز بر ميّت و دنبال مى كردند ، به خطا مى دانستند با اين سخن كه : لا أَتْرك سُنّةَ أبي القاسم لقول أحد[٤٧] ; سنّتِ پيامبر را براى گفته كسى [ و خوشامدِ او ] ترك نمى كنم .
ابن عمر مى گفت : أَفَسُنّة عمر تُتَّبَع أم سُنّة رسول الله[٤٨] ; آيا سنّت عمر بايد پيروى شود يا سنّت رسولِ خدا ؟!
و ديگرى مى گفت : فَعَلَها أبو القاسم وهو خيرٌ من عمر[٤٩] ; ابوالقاسم اين كار را كرد ، جايگاه او بسى والاتر از عمر است .
[٤٧] . صحيح بخارى ٢ : ٥٦٧ ، حديث ١٤٨٨ ; مسند احمد ١ : ١٣٥ ، حديث ١١٣٩ -
[٤٨] . مسند احمد ٢ : ٩٥ ، حديث ٥٧٠٠ ; سنن بيهقى ٥ : ٢١ ، حديث ٨٦٥٨ ; البداية والنهايه ٥ : ١٤١ -
[٤٩] . بنگريد به ، سنن دارمى ٢ : ٥٥ ، حديث ١٨١٤ -