با انديشوران مسلمان رهيافتى نو در فقه مقارن - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢
بنابراين بعيد به نظر نمى رسد كه سلطه حاكم به اَصحاب اقوالى را نسبت داده باشد كه ديدگاه عمر را در مسح بر خُفَّين تأييد مى كند .
اگر يكى از دو نقلى را كه از امام على (عليه السلام) از طريق اهل سنّت روايت شده برگيريم و آن را با آنچه از طالبيين (مانند امام محمّد باقر (عليه السلام) و زيد بن على) روايت شده جمع كنيم ، صحّت مدّعاى ما روشن مى گردد ; چرا كه نقل ثابت از امام على (عليه السلام) آنچه را كه مكتب خلفا از آن حضرت نقل مى كند ، به دور مى افكند .
در مسند زيد بن على ـ به نقل از پدرش ، از جدش امام حسين (عليه السلام) ـ آمده است كه :
إنّا وُلد فاطمة لا نَمسَحُ على الخُفّين ، ولا العمامة ، ولا كمة ، ولا خمار ، ولا جهاز[٣٥] ;
ما فرزندان فاطمه بر كفش و عمامه مسح نمى كنيم و نيز بر آستين ، روسرى و دستمال دست نمى كشيم .
ابن مصقله مى گويد به امام باقر (عليه السلام) گفتم : نظرتان درباره مسح بر پا افزار چيست ؟ امام (عليه السلام) فرمود : عمر بر اين عقيده بود كه مسافر تا سه شبانه روز و مقيم تا يك شبانه روز مى تواند بر كفش مسح كند ، و پدرم در سفر و حَضَر اين كار را جايز نمى دانست .
چون از نزد آن حضرت بيرون آمدم و به آستانه در رسيدم ، به من
[٣٥] . مسند امام زيد : ٧٤ -