علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٣ - پندارۀ «عشرۀ مبشّره»؛ نشانۀ رابطۀ سیاست و جعل حدیث
شناخته شده بود، طبیعی مینماید که آنان نه تنها آن را نقل و ثبت میکردند، بلکه نظر به اهمیت کارکردهای محتوایی آن، تک نگاریهای خاصی برای ترویج این حدیث مینگاشتند و آن را در فرهنگ عامه مسلمین تبلیغ میکردند.
تأخیر دیر هنگام این اقدام در تاریخ حدیث اهل سنّت، تنها یک تفسیر دارد و آن، این که نزد محدثان جامع نگار قرن دوم هجری این انگاره شناخته شده نبوده است یا بنا به دلایلی از جمله جعل، آن را شایسته نقل ندانستهاند و گر نه با وجود زمینهها و انگیزههای مذهبی و سیاسی آنان به طور قطع به نقل، ثبت و ترویج آن اقدام میکردند. همچنین، این تفسیر بدین معنا است که با پذیرش دیر هنگام این انگاره به عنوان حدیث در جوامع حدیثی، پشتوانههای توجیهی آن در کتابهای طبقات و تراجم ظهور یافت تا با بازسازی شخصیت افراد یاد شده، در این روایت ساختگی، دفاع مقبولی در برابر آیندگان و عوام از مخاطبان داشته باشند؛ اما از نقد تاریخی فرهیختگان غفلت نمودند و جعلِ یخ گون آنان در برابر آفتابِ نقد نکتهسنجان وا شد که در حکمتهای لقمانی آمده است:
اخلص العمل فأن الناقد بصیر.[١]
٢. تعدد صدور یا نقل
بنا بر ادعای نویسنده، سه گونۀ متنی از عشره مبشره در میراث حدیثی اهل سنّت وجود دارد[٢] که ادعای صدور از رسول خدا٦ را دارند. اگر مراد ایشان از سه گونه متنی، سه حدیث مستقل از رسول خدا٦ باشد، ادعای ایشان فاقد دلیل اثباتی است؛ زیرا بر فرض اثبات صحت اصل صدور، تعدد اسناد آن، الزاماً مساوی با صدور جداگانه تک تک روایات از رسول خدا٦ نیست و نمیتوان از آن، تکرار صدور در موقعیتهای مختلف و در نهایت اهمیتسازی برای محتوای حدیث را ادعا کرد.
به نظر میآید عشره مبشره بیش از یک متن نیست که به گونههای متنوعی به رسول خدا٦ نسبت داده شده است. تعدد ثبت آن در جوامع حدیثی نیز دلیل تعدد اصل روایت نیست. بطلان این ادعا _ که تکرار یک روایت از راویان یا صحابه و نقل آن در جوامع روایی متنوع، دلیل بر تعدد صدور آن است _ بسی روشن است؛ زیرا چه بسا رسول خدا٦ فقط یک بار در طول عمر خود حدیثی را بیان کرده باشند و صحابه آن را دست به دستْ نقل کرده
[١]. موسوعة احادیث اهل البیت:، ج٧، ص٣١٧.
[٢]. Yazigi Maya, Hadiht al - ashara or The Political Uses of a Tradition, P ١٦٠