علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٦ - تحلیل و تعریفی نو از تقریر، بر اساس روایات آن
دنیوی در حین سجده، ابهام و سؤال داشته است و نتیجه سكوت امام٧ پس از گزارش او، تقریر و امضای عمل ابو بصیر است. محقق اردبیلی نیز به همین نكته اشاره كرده است.[١]
_ صدوق، با سند خود از صفوانبنیحیی نقل میكند كه وی گفت:
ابو قُرّه، دوست و یار جاثلیق، از من خواست او را خدمت امام رضا٧ ببرم [و زمینه این دیدار را فراهم آورم، من خدمت حضرت رسیده و] از ایشان خواستم برای این كار اجازه دهد، حضرت فرمود: او را بیاور!
چون ابو قرّه خدمت امام رسید، فرش آن جا را بوسید و ابراز داشت:
بر حسب دین و آیین ما، ما موظفیم [در دیدار] با بزرگان و اشراف زمانمان، چنین رفتار نماییم.[٢]
این حدیث، ادامه دارد و گزارش صفوان از گفت و گوی امام با ابو قرّه، طولانی است، ولی در هیچ قسمت از آن، سخنی از نهی و انكار امام نسبت به این عمل ابو قرّه، به میان نیامده و حضرت، در این مورد سكوت كرده است.
گفتنی است این نوع تقریر، آن گاه حجّت و قابل استناد است كه اوّلاً معصوم، نسبت به كاری كه انجام میگیرد، التفات و آگاهی داشته باشد و ثانیاً برای معصوم، نهی از انجام كار یا آموزش حكم شرعی به انجام دهنده آن [در صورت خطا بودن كارش] میسّر باشد و مانعی از قبیل تقیه یا یأس از تأثیر در كار نباشد.[٣]
با توجه به شرط نخست است كه محقق مینویسد:
مطلب شاذّی كه از برخی صحابه نقل میشود، مبنی بر اینكه «ما در زمان رسول خدا٦ با همسران خود، آمیزش میكردیم، ولی در غسل كردن، سستی نموده، آن را انجام نمیدادیم»، حجت نیست [و نمیتوان آن را از مصادیق تقریر دانست]؛ زیرا ممكن است عملكرد آنان، از پیامبر٦ پنهان مانده باشد. بنا بر این، سكوت حضرت در باره كار آنان، دلیل بر جواز آن نیست.[٤]
[١]. مجمع الفائدة و البرهان، ج٣، ص١٢٣.
[٢]. سألنی ابو قرّه صاحب الجاثلیق أن أوصله الی الرضا٧ فاستأذنه فی ذلك، فقال: أدخله علیّ، فلمّا دخل علیه قبّل بساطه و قال: هكذا علینا فی دیننا أن نفعل بأشراف زماننا (وسائل الشیعه، ج٨، ص٥٦١؛ نیز، ر.ك: عیون اخبار الرضا٧، ج٢، ص٢٣١).
[٣]. ر.ك: قوانین الاصول، ص٤٩٥؛ اصول الفقه، ج٢، ص٦٦.
[٤]. المعتبر، ج١، ص٢٩.