علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٨ - پندارۀ «عشرۀ مبشّره»؛ نشانۀ رابطۀ سیاست و جعل حدیث
مسلمانان، اعم از شیعه و اهل سنّت به شمار میآید؛ به گونهای که بدون توجه به مناسبات سیاست و نقش آن در جریان جعل حدیث، تصویر دقیقی از فراز و فرود تاریخ حدیث نمیتوان ارائه داد. واقعیتْ این است که سلطه سیاسی، به سانِ سلطه فرهنگی و عصبیت قومی و ملی، نقش پررنگی در پدیداری متون حدیثنما و زدایش احادیث اصیل
داشته است؛ همان گونه که در رجال اهل سنّت، جایگاه و وابستگیهای سیاسی در ارزشگزاری راویان نقش پررنگی داشته و سبب برخورداری بیشتر افراد نزدیکتر به هرم قدرت و سیاست از وثاقت رجالی شده است. علامه عسکری از این افراد، به اصحاب الجاه و السلطۀ والیان و حاکمان یاد کرده که هماره نگاهی تکریم آمیز به آنان در اندیشه رجالی اهل سنّت حاکم بوده است.[١]
این فضیلتتراشی تا حدی افراطی است که برخی شیفتگان معاویه، نفرین نبوی
«لا اشبع الله بطنه» را در شأن وی، فضیلت و دعایی مستجاب پنداشته[٢] و مخالفان چنین فضیلتسازی از این روایت را، چون نسایی صاحب السنن، به دلیل انکارش تا حد مرگ زدند و او را به شیعهگرایی متهم کردند.[٣]
محققانْ چنین تأویلی را از این روایت نبوی مردود دانسته و باورمندی به آن را متأثر از دلبستگی به معاویه دانستهاند.[٤] به همین سان، در برخی از کتب رجالی اهل سنّت، عمر بن سعد بن ابی وقاص، کارگزار اموی در حماسه کربلای حسینی را ثقه دانسته و در شرح حال وی، بعد از توثیقش، با افتخار چنین آوردهاند:
هو الذی قتل الحسین٧.[٥]
زهی جلافت، فضاحت و قباحت بر چنین داوری در باره شخصی که به هوس مُلک ری، خون دردانه رسول خدا٦ و یاران با وفایش را ظالمانه بر زمین ریخت. این داوریها سند گویایی بر ذبح حقیقت و راستی در آستان سیاست و قدرت است که سنّت نبوی و دانشهای میراثدار آن، چون رجال و حدیث را در دستیابی به اهداف شوم خود استخدام کرده است.
[١]. عبد الله سبأ، ج١، ص٢٣.
[٢]. سیر اعلام النبلاء، ج٣، ص١٢٣.
[٣]. خصائص امیر المومنین٧، ص٢٣؛ دراسات فی الحدیث و المحدثین، ص٢٧.
[٤]. وضوء النبی، ج٢، ص٥٢٣.
[٥]. تهذیب التهذیب، ج٧، ص٤٥٠؛ شرح احقاق الحق، ج١، ص٢٢.