علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٥ - پندارۀ «عشرۀ مبشّره»؛ نشانۀ رابطۀ سیاست و جعل حدیث

ادّعاهای شیعه در مخالفت با آنان بوده ‌است. این تبدیل شدن‌ها به طور قطع، در منابع متعدد (در نقل‌های مختلف) ‌به یک متن تبدیل می‌شوند و آن، این که پیغمبر٦ ابتدا سه خلیفه را برگزیده و آنها را به بهشت وعده داده ‌است. جالب توجه این که، این روایت هماره در کنار حدیث عشره گزارش شده است یا در عنوان باب صحابه و یا در عنوان هر یک از سه خلیفه گزارش شده است[١].[٢]

به نظر می‌آید ادعای یازیگی در استفاده خلفای چهارگانه از حدیث عشره مبشره برای تأیید خلافت خود، قابل مناقشه باشد. ادعای خود روایت در تاریخ‌گذاری صدور آن از رسول خدا٦ نمی‌تواند اقناع کننده باشد؛ زیرا در این صورتْ این روایت باید در عهد رسول خدا٦ صادر شده و خلیفه شدن ابو بکر و دیگر خلفا و حتی مشاوران سیاسی آنان در این دوره مشخص و مورد رضایت رسول خدا٦ باشد؛ در حالی که طرفداران جریان غدیر و برخی از صحابه دیگر، خلافت ابو بکر را قبول نداشتند. الزاماً بشارت به بهشتی شدن مستلزم خلیفه شدن فرد نیست. در این صورت، سایر بشارت یافتگان نیز می‌توانستند با استناد به روایت نبوی ادعا خلیفه شدن نمایند. به نظر می‌آید قصد جاعلْ این بوده است که خلافت و عملکرد خلفای سه گانه را بعد از مرگ آنان یا در دوره حیاتشان با این حدیث توجیه نماید. یازیگی در ادامه تلاش کرده است تاریخ گذاری جعل این روایت را چنین تبیین نماید:

گنجاندن چهار خلیفه راشدین، طلحه و زبیر، عبد الرحمن بن عوف و ابو عبیده بن جراح احتمال دارد در یک نگاه واقعی قابل توجیه باشد؛ زیرا برابر چند روایت موجود پیامبر٦ با هر یک از آنها به طور خاص در باره دست‌یابی آنها به بهشت، صحبت کرده است؛ در حالی که تلفیق ابو بکر، عمر، عثمان، علی٧، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف ممکن است در دوره‌های سیاسی بعد، در نقل‌ها به عنوان خلفا یا اعضای شورای عمر بن خطاب به شمار آمده باشد. این شورا به طور سنتی برای تعیین شش صحابه قطعیت یافته بود؛ کسانی که به احتمال قطعی، جانشین عمر بودند. آنها کسانی بودند که عمر فرا خوانده بود که با هم باشند و یکی از میان خودشان را برای جانشینی بعد از عمر انتخاب کنند. بنا بر این، این هماهنگی امکان ندارد که به طور توافقی، به استثنای سعید بن زید، رأی اعضای شورای انتخابی عمر با رای


[١]. شرح النووی علی صحیح مسلم، ج١٥، ص١٦٦ - ١٦٩؛ الکواکب الدراری فی شرح صحیح البخاری، ج١٤، ص٢١٥ - ٢١٧ و ٢٢٨ و ٢٢٩ - ٢٣٠.

[٢]. Yazigi Maya, Hadiht al - ashara or The Political Uses of a Tradition, P ١٦٥