بزم معرفت: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٨٥ - وفات
گنهت سخت عظیم است به پیش تو"نجات"
وسعت رحمت حق را تو چه پنداشته ای؟
ونعم ما قیل فی هذا المعنی بالفارسیه:
من کیستم و گناه من چیست تا مانع رحمت تو باشد؟
در اینجا برخی از اشعار حکمت آمیز و زیبایی که وی در حاشیه "مفتاح الفلاح" شیخ بهائی آورده را ذکر می کنیم:
تعریف علی به گفتگو ممکن نیست
گنجایش بحر در سبو ممکن نیست
من ذات علی به واجبی نشناسم
اما دانم که مثل او ممکن نیست
"رومی" نشد از سرّعلی کس آگاه
زان سان که نشد کس آگه از سرّ اله
یک ممکن و این همه صفات واجب
لاحول ولا قوه الا باللّه
آسایش تن غافلم از ذکر خدا کرد
همواری این راه مرا سر به هوا کرد
ما را غرور عافیت از دست برده بود
بی مهری زمانه به فریاد ما رسید
گر تو ما را به جرم ما گیری
کرم و عفو را چه خواهی کرد
آنی تو که حال دل نالان دانی
احوال دل شکسته بالان دانی
گر خوانمت از سینه سوزان شنوی
گر دم نزنم زبان لالان دانی
وفات
محقّق خواجوئی سرانجام پس از عمری بسیار پربار که در راه کسب معرفت و ترویج دین مصروف شد در سن افزون بر هشتاد سالگی چشم از جهان فروبست و در مزار منور تخت فولاد مدفون گردید. بر سنگ نوشته مزار او علاوه بر متن عربی زیبایی که به بیان مقامات علمی و معنوی وی پرداخته اشعاری از شاعری با تخلص دبیر آمده است. متن سنگ چنین است: