رساله نجاة العباد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٩ - كتاب احياء موات
آن باطل است و اگر علامتگذارى به طورى كه ذكر شد نشده باشد، هيچ كس با ثبت، حقى به آن زمين پيدا نمىكند و هر كس آباد كند آن را مالك مىشود و هر كس سنگ چينى يا مثل آن كند حق پيدا مىكند.
مسأله ١٤ سنگ چينى و مثل آن، وقتى حق مىآورد كه كسى كه اين كار را كرده قدرت بر آباد كردن داشته باشد، گر چه بعد از مدتى باشد، لكن به شرط آن كه موجب تعطيل موات نشود، پس اگر كسى كه قادر نيست بر آباد كردن آن چه سنگ چينى كرده اين كار را بكند اثرى بر عملش نيست و حقى براى او ثابت نمىشود.
مسأله ١٥ لازم نيست كه شخص خودش قيام كند به سنگ چينى، بلكه مىشود اجير بگيرد يا كسى را وكيل كند در اين امر، و اگر اجير و وكيل براى موكل و مستأجر سنگ چينى كردند، حق براى موكل و مستأجر ثابت مىشود.
مسأله ١٦ اگر كسى غير خود عامل، سنگ چينى زمين را بهم بزند، بعيد نيست كه حق آن شخصى كه سنگ چينى كرده باقى بماند به شرط آن كه از زمان محو كردن خيلى نگذرد، بلكه اگر سنگ چينى بدون تصرف غير، بهم بخورد بعيد نيست حق محفوظ باشد، به شرط آن كه بهم خوردن به واسطه طول مدت معطل گذاشتن زمين نباشد.
مسأله ١٧ كسى كه زمينى را سنگ چين كرد حق ندارد آن را معطل بگذارد و اهمال كند در آبادى آن، بلكه بايد اقدام به آبادى آن كند و اگر اهمال كرد در مدت زيادى، احتياط واجب آن است كه امر به حاكم شرعى رجوع شود و حاكم اگر مىتواند او را اجبار كند كه يا اقدام به تعمير نمايد يا دست بردارد كه ديگرى آن را آباد كند.
مسأله ١٨ شرط است در مالك شدن به احياء، قصد تملك؛ پس اگر بدون قصد مالك شدن احياء كند مالك نمىشود، مثل آن كه كسى چاهى بكند براى آن كه چند روزى كه آنجا است خودش و حيواناتش سيراب شوند، اين شخص،