رساله نجاة العباد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨١ - زكات گندم و جو و خرما و كشمش
باران شد زكات آن ده يك است، و اگر مساوى بوده در نصف آن، ده يك و در نصف ديگر بيست يك، واجب است.
مسأله ١١ اگر شك كند كه آبيارى با آب باران و آب دلو به يك اندازه بوده و يا آب باران غلبه داشته، واجب است بيست يك را بدهد مگر اين كه آبيارى به باران تقدم داشته باشد و شك كنيم كه آبيارى با دلو و مانند آن به اندازهاى بوده كه موجب سلب صدق آبيارى به باران شده يا نه، پس ده يك را بايد بدهد.
مسأله ١٢ اگر زراعتى را با دلو و مانند آن آبيارى كنند و در زمينى كه پهلوى آن است زراعتى كنند كه از رطوبت آن زمين استفاده نمايد، زكات زراعتى كه با دلو آبيارى شده بيست يك، و زكات زراعتى كه پهلوى آن است ده يك مىباشد.
مسأله ١٣ مخارجى را كه براى گندم و جو و خرما و انگور كرده است از قبيل اجرت كارگر و قيمت آب و غير آن مىتواند از حاصل كسر كند و احتياط واجب آن است كه نصاب قبل از اخراج مخارج اعتبار شود، بنا بر اين اگر مجموع حاصل گندم سيصد من باشد و دويست من بابت مخارج كم شود باقى مانده آن، كه يك صد من است اگر چه به تنهايى از نصاب كمتر است، بايد زكات آن را بدهد.
مسأله ١٤ تخمى را كه به مصرف زراعت رسانده اگر از خودش باشد به مقدار وزن آن مىتواند از حاصل كسر كند و اگر خريده باشد مىتواند قيمتى را كه براى خريد آن داده جزء مخارج حساب نمايد، لكن در هر دو صورت بايد به نسبت بين درآمد كاه و گندم يا جو تقسيط شود.
مسأله ١٥ اگر زمين و اسباب زراعت يا يكى از اين دو ملك خود او باشد، نبايد كرايه آن را جزء مخارج حساب نمايد، و نيز براى كارهايى كه خودش كرده يا ديگرى بىاجرت انجام داده چيزى از حاصل كسر نمىشود.
مسأله ١٦ اگر زمينى را بخرد و در آن زمين گندم يا جو بكارد، پولى را كه براى خريد زمين داده جزء مخارج حساب نمىشود، ولى اگر زراعت را بخرد پولى را كه براى خريد آن داده مىتواند جزء مخارج حساب نمايد و از حاصل