رساله نجاة العباد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٦ - كتاب رهن
كتاب رهن
رهن عبارت از آن است كه چيزى را گرو (وثيقه) بدهند به طلبكار.
مسأله ١ رهن عقد است و ايجاب و قبول مىخواهد؛ ايجاب را رهن دهنده مىكند و به هر لفظى كه اين معنى را برساند صحيح است به هر لغتى باشد، مثل اين كه بگويد گرو دادم اين چيز را براى طلبكارى تو و رهن گيرنده قبول كند، بلكه با معاطات نيز مىشود رهن داد.
مسأله ٢ در رهن گيرنده و دهنده شرط است كه مكلف و عاقل باشند و قصد و اختيار داشته باشند، و در رهن دهنده شرط است كه محجور نباشد به واسطه سفاهت يا مفلس بودن.
مسأله ٣ شرط است در رهن، كه گيرنده تحويل بگيرد مال مرهون را از رهن دهنده يا به اذن او، و كفايت مىكند كه مال رهن پيش گيرنده باشد به هر نحو اگر چه به طور غصبى، پس در اين صورت اگر صيغه رهن را جارى كردند صحيح است و تحويل على حده نمىخواهد.
مسأله ٤ مالى را كه رهن مىدهند شرط است كه عين باشد بنا بر احتياط واجب؛ پس دين و منفعت رهن داده نمىشود على الاحوط.
مسأله ٥ لازم نيست مالى را كه رهن مىدهند از بدهكار باشد و صحيح است كس ديگرى مال خودش را براى بدهى به رهن بدهد، گر چه بدهكار منع كند.