هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧ - ایمان و کمال انسان
در مصداق حکمت ممکن است احتیاج به بحث باشد ولی در اصل حکمت نیازی به بحث نیست. قرآن هم میفرماید: یُؤتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ اُوتِیَ خَیْراً کَثیراً[١].
از نظر حکما کمال انسان یکی در حکمت است و دیگر در عدالت؛ و مقصودشان از عدالت، عدالت اخلاقی است (عدالت اجتماعی تابع عدالت اخلاقی است) یعنی در میان قوا و غرایز انسان تعادل و توازن برقرار باشد و این قوا و غرایز تحت حکومت قوه عاقله باشد. به عبارت دیگر: مسلط و مسیطر بودن عقل بر جمیع قوای شهوانی و غضبی و وهمی و به اصطلاح امروز بر جمیع غرایز و تمایلات به طوری که عقل حظّ و سهم هر قوهای را به آن قوه بدهد بدون افراط و تفریط، بدون اینکه حق قوهای را ضایع کند و یا به آن بیش از حقش بدهد.
حکما معتقدند که انسان دارای دو جنبه است: جنبه یلیالفوقی و جنبه یلیالبدنی. از جنبه یلیالفوقی کمال انسان در حکمت است و از جنبه یلیالبدنی کمال انسان در عدالت است. اوّلی را کمال عقل نظری و دومی را کمال عقل عملی گویند.
پس انسان کامل از نظر حکما انسانی است که عقلش در مسائل نظری حکیمانه است و در مسائل عملی هم انسانی است صددرصد معتدل از نظر اخلاق، چون معتقدند همه خُلقهای نیک همان معتدل
[١]. بقره/ ٢٦٩: فیض حکمت را به هر که خواهد دهد و هر که حکمت یافت خوبی فراوان یافت.