هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - مکتب و جهانبینی

مارکسیسم خود یک آرمان نیست، بلکه در حقیقت بی‌آرمانی و بازگشت به غرایز فردی است؛ یعنی آنچه که مایه جهان‌بینی است، خود ایده و آرمان فردی یا اجتماعی نیست. نیروی مارکسیستی در بریدن و پاره کردن قیدها و زنجیرهاست. به علاوه قادر نیست توجیه‌کننده همه شئون زندگی اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی باشد مگر به طریق غیرمستقیم. در این حال «عدالت» و «اخلاق» مفهوم واقعی خود را از دست می‌دهد.

به عبارت دیگر روح مکتب آن است که با نوعی ارتباط علّی و معلولی اندام مکتب را می‌سازد و آنچه در این ارتباط علّی و معلولی بیشتر تأثیر دارد، هدف و آرمانی است که جهان‌بینی مکتب می‌دهد و به همین دلیل هر جهان‌بینی‌ای صلاحیت این که روح مکتب را تشکیل بدهد ندارد چون ممکن است آرمان نداشته باشد.

انسان در سازندگی به آینده نگاه می‌کند نه به حال و گذشته. این که جهان چیست و چگونه بوده و هست چه ربطی دارد به اینکه من که می‌خواهم جهان ایده‌آل و مطابق با میل خود بسازم چه کنم. به عبارت دیگر فلسفۀ تنها کافی نیست.

اگزیستانسیالیسم نمی‌تواند تعهدآور باشد

جهان‌بینی‌ها از یک نظر دیگر نیز با هم تفاوت دارند و آن اینکه یکی «تعهدآور» است و دیگری نیست یعنی یک جهان‌بینی برای انسان مسئولیت ایجاد می‌کند و دیگری نه. جهان‌بینی توحیدی تعهدآور است.