حج ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢
مرکزیت در اجتماع
اقبالشناسی، صفحه ٨٠:
هر جامعهای نیازمند مرکزی است که فروغ کلیه فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی آن باید از آنجا ساطع گردد.
این فعالیتها برای جامعه خونی را که مایه حیات است تهیه میکنند و مرکز به منزله قلب است و وظیفه قلب را انجام میدهد، به این معنی که خون را تصفیه میکند و خون تازه را حتی به جوارح دور میرساند. مادامی که چنین مرکزی وجود داشته باشد و این خون حیاتبخش را تهیه کند، تمام بدن بدون وقفه و معطلی وظیفهاش را انجام خواهد داد. برای مسلمین، این مرکز «مکه» است و سایر مراکز فرعی از این نقطه نیرو میگیرند. در نتیجه بسط و توسعه و گسترش همین نظریه یعنی توجه به یک مرکز رسمی بود که مفهوم فلسفی تکوین پاکستان موجب تأسیس آن گردید و با توجه به همین معنی است که طی منظومهای میگوید:
زمانه کهنه بتان را هزار بار آراست | من از حرم نگذشتم که پخته بنیاد است | |