حج ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢ - ابراهیم علیه السلام، قهرمان توحید
است و این نکته جالب توجه است.
ببینید، یک وقت هست به انسان دستوری میدهند که فلسفه آن روشن است، یعنی عقل آدم آن را درک میکند و میفهمد. خوب، آدم یک کاری میکند که هم دستور خداست و هم چیزی است که عقل خودش هم فلسفهاش را درک میکند.
البته این یک انگیزه ضروری برای ما مسلمانهاست که همه دستورهایی که خدا در قرآن و سنت به ما داده یک فلسفهای دارد، منتها ما بسیاری از این فلسفهها را درک میکنیم و بسیاری را هنوز درک نکردهایم و نباید هم انتظار داشته باشیم که از همه نیازهای فردی (جسمی- روحی و دنیایی- آخرتی) و اجتماعی خودمان اطلاع داریم، و چون اطلاع داریم بنابراین فلسفه دستورها را میتوانیم بفهمیم. مثل یک مریضی که وقتی طبیب به او دستور میدهد، مدعی باشد که من تمام خصوصیات بیماری و تمام خصوصیات دواها را میدانم، پس اگر طبیب هم دستور داد میفهمم که چرا دستور داده. نه، این طور نیست.
اسلام ما را تشویق میکند که به فلسفههای احکام پی ببریم، یعنی اگر فلسفههای احکام را بفهمیم اعتقاد ما به اسلام بیشتر میشود. اما یک نکته هست و آن اینکه اگر یک مرد بزرگی به انسان دستوری بدهد، یک وقت انسان فلسفه آن دستور را میداند و یک وقت نمیداند. کسی که حاضر است امر شما را اطاعت کند، میآید به شما میگوید آقا! من یک گرفتاری دارم، این گرفتاریم را چطور حل کنم؟ میگویید برو فلان کار را بکن. یک وقت میفهمد که اگر این کار را بکند چه فایدهای دارد، یا میپرسد فایده این کار چیست، آیا ممکن است بفرمایید که چه فایدهای دارد؟ او اگر بفهمد و اطاعت کند، از نظر خودش خیلی مهمتر است که فهمیده و اطاعت کرده است. اما وقتی که بفهمد، نیمی دستور عقل