ولايت فقيه : رهبري در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢ - مقدمه
نمى توان چنين پنداشت كه آراء مردم در اصل پذيرش دين و حقانيت قرآن و حاكميت پيامبر و زمامدارى امامان معصوم علامت است نه علت , ولى نسبت به رهبرى فقيه جامع الشرائط علت است نه علامت .
روح اين سخن كه آراء مردم موجد حق حاكميت فقيه جامع الشرائط است , اين خواهد بود كه فقيه آگاه به همه قوانين حكومت نماينده مردم است نه نائب امام عصر - عليه السلام - زيرا نيابت خود را از مردم دريافت كرده و وكالت خويش را از موكلان خود دارد نه آنكه نيابت خود را از طرف ولى عصر - عجل الله فرجه - احراز كرده باشد .
١٤ - بررسى ادله فقهى فرصت فسيح مى طلبد و ظاهر آنها جعل ولايت و نصب است نه دستور انتخاب , و ادله عقلى نيز در نظام اسلامى مؤيد نيابت فقيه از امام معصوم - عليه السلام - است نه نمايندگى وى از مردم .
آنچه مايه حرمت ولايت و ارج نهادن به اوست بدون آنكه از حرمت آراء عمومى بكاهد , همان عظمت مسؤوليت و اهميت شرائط و همسان و همسو بودن رهبر با مردم است . بايد جامعه اسلامى به سمتى حركت كند كه در آن هيچ ميزى بين ولى و مولى عليه نباشد تا در اين حال حرمت آراء عمومى روشن گردد .
تأثير حضور مردم در صحنه عمل و اظهار رأى آنان در قلمرو فكر نه تنها ضامن اجراى ولايت فقيه است , بلكه مايه موفقيت اصل دين و حاكميت قرآن و زمامدارى پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - و