ولايت فقيه : رهبري در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤١ - طرح اصول دين در مسائل كلامى و فقهى
طرح اصول دين در مسائل كلامى و فقهى
از آنچه كه در تمايز مسائل فقهى و كلامى بيان شد , دانسته مى شود تنها ولايت فقيه نيست كه مى تواند از دو جهت مورد بحث واقع شود , به گونه اى كه از يك جهت ملحق به مسائل فقهى , و از جهت ديگر ملحق به مسائل كلامى شود , بلكه تمامى اصول دين مى توانند از همان دو جهت , متعلق بحث قرار گيرند . جهت كلامى آن , بحث از ضرورت اين اصول است , با حفظ معناى ضرورت به همان نحو كه در قضاياى مربوط به هستى هاى تكوينى مورد استفاده قرار مى گيرد . زيرا بحث كلامى در اصول دين , بحث از بخشى از هستى هاست , مانند بحث از هستى خدا , و وحدت آن هستى , و بحث از هستى معاد , و يا هستى نبى , و يا بحث از هستى معجزات مربوط به انبياء , و يا كرامات اولياء , و اما جهت فقهى آن , بحث از ضرورت و وجوب اين اصول است , ليكن نه ضرورت و وجوب ذاتى و يا ازلى كه در قضاياى مربوط به هستى ها مورد استفاده قرار مى گيرند , بلكه , ضرورت و وجوب به معناى بايد و بايستى كه قسيم حرمت به معناى نبايد و نبايستى است , زيرا وجوب و حرمت , هر دو از امور اعتبارى اى هستند كه به افعال مكلفين تعلق مى گيرند .
پس هيچ مانعى نيست كه هستى يك امر جزء اصول دين بوده , و در زمره مباحث كلامى طرح شود , و وجوب تشريعى آن جزء مسائل فقهى شمرده شود . هر چند كه در اين موارد , عقل كاشف از وجوب تشريعى آن است . زيرا همان گونه كه قبلا گفته