ولايت فقيه : رهبري در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٠ - ٤ - شبهه در ضرورت ولايت در عصر غيبت
- عليه السلام - در ادامه سخن خود مى فرمايد( : وعدمه منا) و منظور او اين است كه عدم تصرف امام - نه عدم وجود او - از ناحيه خداوند سبحان نيست , بلكه از ناحيه ماست . يعنى ما خود باعث شده ايم تا از تصرفات آن امام همام بى بهره بمانيم , و ميان اين دو لطف تلازمى نيست تا نبود يكى مستلزم عدم ديگرى باشد .
نفى تلازم ميان اصل وجود و تصرف امام , مستفاد از كلام اميرمؤمنان على - عليه السلام - است آنجا كه در سخنان خود با كميل مى فرمايد :
( اللهم بلى لاتخلو الارض من قائم لله بحجة اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا ) [١]
يعنى هرگز زمين خالى از حجت نيست , و اين حجت يا ظاهر است و مشهور , و يا باطن است و مستور .
پس زمين بدون ولى الله نخواهد بود , اين ولى گاه ظاهر است و تصرف مى كند , و گاه غائب است و تصرف نمى كند .
البته منظور از عدم تصرف كه مرحوم خواجه نصير نيز بدان اشارت دارد , سلب جميع شؤون تصرفات نيست , بلكه سلب تصرفاتى است كه ما خود , به دليل عدم شايستگى منشأ انتفاء آن هستيم . و آن عبارت از تصرفاتى است كه مباشرتا انجام مى شود . زيرا اگر آن حضرت بخواهد به مباشرت تصرف كند , ممكن است
[١] نهج البلاغه فيض : حكمت ١٣٩ .