ولايت فقيه : رهبري در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠ - مقدمه
حاكميت آنان تولى مى نمايند , همان طور كه به ولايت تكوينى آنها نيز اعتقاد دارند .
١١ - آنچه از اميرالمؤمنين - عليه السلام - در نهج البلاغه يا غير آن در زمينه احتجاج به بيعت نقل شده است از باب قاعده الزام است . چنان كه خداوند مومنان را به التزام به آنچه ملزم شده اند يعنى عمل به قرآن و پيروى از رهبرى پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - مؤاخذه مى كند , نه آنكه بيعت با على بن ابيطالب - عليه افضل صلوات المصلين - علت حق حاكميت آن حضرت شده و حضرتش براى تثبيت موقعيت سياسى خود به علت پيدايش آن كه آراء مردم است استدلال كرده باشد .
١٢ - آراء مردم در برخوردهاى سياسى و غير سياسى با يكديگر , علت پديد آمدن حقوق متقابل مى باشد و در كمال حرمت خواهد بود , و عقل اجتماعى نيز آن را اثبات مى كند , و سيره عقلا , عهده دار اجراء آن بوده و دستورهاى شرعى نيز امضاء وى را به عهده مى گيرد . و همين معنا در بسيارى از بيانهاى رهبر كبير انقلاب اسلامى امام خمينى - دام ظله العالى - مشهود است , و رشته منظوم قانون اساسى مى باشد , و مجلس خبرگان فقط خبره تشخيص انتصاب فقيه جامع يا انعزال او است , نه سبب نصب يا موجب عزل . هرگز زمامدار اسلامى از طرف مردم يا خبرگان منصوب يا معزول نمى گردد .
١٣ - آراء مردم نسبت به پذيرش حاكميت قانون الهى علامت ثبوت حق بوده نه علت آن , و قبل از اينكه مردم به حاكميت قانون الهى رأى دهند , پيامبر اكرم و امامان معصوم - عليهم السلام - نيز با