ولايت فقيه : رهبري در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٩ - مقدمه
د : شياع مطلبى كه زمينه حكم يا حق خاص باشد در بين توده مردم , همانند شايع اعلميت كسى در سطح خاص , و شياع رؤيت هلال در سطح عام هيچگونه اثرى از لحاظ ايجاد حكم يا حق نداشته , تنها علامت ثبوت موضوع مى باشد نه علت وجود آن , چه رسد به آنكه سبب تحقق حكم يا حق گردد .
١٠ - بيعت در فرهنگ تشيع و فقه شيعه اثنا عشريه علامت حق است نه علت آن .
توضيح آن كه , حق حاكميت در نظام اسلامى از آن خداى سبحان است كه توسط قرآن و سنت معصومين - عليهم السلام - تجلى نموده است , و بر توده انسانها پذيرش اين نظام و بيعت با قرآن و معصومين - عليهم السلام - فريضه عينى است , و هيچگونه تأثيرى در ثبوت اصل حق حاكميت قرآن و معصوم ندارد چنان كه اگر نسبت به غير از اين دو وزنه وزين ( ثقلين ) انجام پذيرد , نه تنها علت ثبوت حق نيست , بلكه علامت هم نمى باشد و به منزله تكيه دادن به درخت , بدون بهره بردارى از ميوه آن مى باشد . و بعد از بيعت بايد به لوازم آن ملتزم بود . يعنى جامعه بشرى دو تكليف طولى دارند . اول آنكه با آنچه به صورت قرآن و سنت معصومين - عليهم السلام - تبيين شده بيعت كرده , به آن ايمان بياورند . دوم آنكه به تمام مضامين و دستورهاى آنها عمل نمايند .
و سر آنكه بيعت در فقه شيعه فقط كاشفيت دارد , آن است كه معصومين - عليهم السلام - گذشته از ولايت تكوينى داراى ولايت تشريعى مى باشند , و مردم در ساحت ولايت تشريعى و حق