ولايت فقيه : رهبري در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٧ - الف نفى انتصاب غير معصومين - عليهم السلام به امامت
مرحوم كلينى از امام حسن مجتبى - عليه السلام - نقل مى كند , كه ايشان در اواخر عمر مبارك خود به قنبر دستور فرمودند تا ابن حنفيه اگر در دسترس هست احضار شود . و چون ابن حنيفيه حاضر شد امام حسن - عليه السلام - فرمود : مرا با تو سخنى است كه با آن سخن مرده ها زنده مى شوند .
مقصود امام از آن سخن كه مرده را زنده مى كند سخن درباره امامت و ولايت بود .
امام از آن پس به ابن حنفيه فرمود : تو برادر من و فرزند على بن ابى طالب - عليه السلام - هستى . ليكن امام بعد از من حسين بن على - عليه السلام - است . پس بر تو اين پندار مباد كه چون برادر و فرزند امام هستى از امامت سهم مى برى , زيرا كه امامت به ارث نيست .
ابن حنفيه بعد از پايان پذيرفتن سخنان امام حسن - عليه السلام - عرض كرد , اگر اجازه فرماييد نظر خود را درباره حسين بن على - عليهما السلام - به شما ارائه دهم . آن گاه گفت : در امام حسين - عليه السلام - پنج اصل است كه من فاقد آن هستم .
برخى از اين اصول پنج گانه كه ابن حنفيه بر شمرد مربوط به روابط ظاهرى آن حضرت با رسول اكرم - صلى الله عليه و آله - است و برخى ديگر مخصوص به فضائل خود آن حضرت است .
ابن حنفيه آن اصول را بدين گونه بيان كرد :
اول اين كه , او اعلم از همه ماست .