ولايت فقيه : رهبري در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٦ - الف نفى انتصاب غير معصومين - عليهم السلام به امامت
در كتاب شريف اصول كافى بابى مطابق با ذيل آيه تحت عنوان( ان الامامة عهد الله) تنظيم شود .
مطلب ديگرى كه از ذيل اين آيه استفاده مى شود اين است كه امامت منصب و موهبتى است الهى نه كسبى , زيرا كه در عبارت ﴿ لاينال عهدى الظالمين ﴾ - ( كلمه( عهدى ) فاعل و كلمه( ظالمين) مفعول آن است . يعنى اين عهد من است كه به ظالمين نمى رسد .
اگر در اين عبارت از كلمه( ظالمون) به عنوان فاعل جمله استفاده مى شد , معناى جمله به اين صورت تغيير مى يافت كه , ظالمان به عهد من نائل نمى گردند , و آن گاه جاى اين پندار باقى مى ماند كه غير ظالمان توان كسب اين مقام را دارا هستند . ليكن فاعل جمله ( , عهد) است و زمام عهد به دست خداوند است , و خداوند همان گونه كه به مصداق كريمه ﴿ الله اعلم حيث يجعل رسالته ﴾ - انعام]( ١٢٤ : آگاه به موطن رسالت است , داناى به مقام امامت نيز مى باشد .
دليل اين كه شناخت امامت , هم چون شناخت رسالت متعلق به خداوند سبحان است , اين است كه امام - همان گونه كه در مباحث مربوط به امامت درباره آن بحث مى شود - از آغاز به عنوان يك كلمه تامه داراى ويژگى هايى خاص است . زيرا كه او بايد عالم و عامل به جميع شؤون اسلامى باشد . چندان كه به گونه اى نفوذ ناپذير , هيچ چيز نتواند او را به خود جذب نمايد , و چنين شخصى هرگز نمى تواند در مكاتب بشرى تربيت و تهذيب شده باشد , بلكه بايد از آغاز در تحت تربيت پروردگار عالميان باشد .