ولايت تکويني - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٥ - فصل دوم

اوست به تعبير امير عليه السلام : المرء مخبوء تحت لسانه .

كاسه چينى كه صدا مى كند *** خود صفت خويش ادا مى كند

معجزات قولى سفراى الهى مهمتر از معجزات فعلى آنهاست , معجزات فعلى موقت و محدود به زمان و مكان اند و خلق الساعة و زودگذرند , و بعد از وقوع فقط عنوان تاريخى و سمت خبرى دارند به خلاف معجزات قولى كه در همه اعصار معجزه اند و براى هميشه باقى و برقرار .

معجزات فعلى براى عوام اند كه با محسوسات آشنايند و با آنها الفت گرفته اند و خود كرده اند و پاى بند نشأت طبيعت اند و به ماوراى آن سفرى نكرده اند . اين فريق بايد با حواس ادراك كنند و بخصوص بايد با چشم ببينند تا باورشان آيد .

اينان از نيل به بهجت معنوى و وصول به لذت روحى و سير در ديار فسيح معقولات و مرسلات بى بهره اند و حتى عبادات را به اميد حور و قصور خيال قاصرشان انجام مى دهند و از ذوق عبادت احرار و عشاق ناكام اند و بالاخره عوام اند خواه در صنايع و حرف مادى ورزيده باشند و خواه نباشند .

خواص را كه قوه عاقله و متفكره پيكر مدينه فاضله انسانى اند , علوم و معارف بكار آيند . اين طائفه معجزات قولى را كه مائده هاى آسمانى و مأدبه هاى روحانى اند طلب مى كنند , نكته سنج و زبان فهم و گوهر شناسند و مى دانند كه كالاى دانش كجائى و چگونه كالائى است و به تعبير خواجه طوسى در شرح اشارات شيخ رئيس : الخواص للقولية أطوع والعلوام للفعلية أطوع .