ولايت تکويني - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٢ - فصل دوم

است و دلالت بر كفايت آن صاحب سر ولى الله اعظم دارد و لياقت مصاحبتش را با آن حضرت مى رساند آن ست كه سيد رضى رضوان الله عليه در نهج البلاغة آورده است كه و من كلامه عليه السلام لكميل بن زياد النخعى : قال كميل بن زياد أخذ بيدى اميرالمؤمن ين عليه السلام فأخرجنى الى الجبان فلما أصحر تنفس الصعداء ثم قال

يا كميل ان هذه القلوب اوعية فخيرها أو عاها الخ .

تا چه حد بايد كميل به اميرالمؤمنين قرب داشته باشد كه حضرت دست او را بگيرد و تنها با او به صحرا برود . اين كلام امير عليه السلام به كميل را ماخذ روائ ى بسيار است از آن جمله ابونعيم اصفهانى در حلية الاولياء با اسناد روايت نموده است [١] .

و از آن جمله غزالى در احياء العلوم [٢] .

و از آن جمله نعمانى معاصر كلينى در چند موضع كتاب غيبت [٣] .

و از آن جمله شيخ بهائى در اربعين با اسنادش كه حديث سى و ششم آن است و آن را شرح كرده است .

و از آن جمله ابن عبد ربه در عقد فريد مسندا روايت كرده است [٤] .

و از آن جمله يعقوبى در تاريخش .

و از آن جمله سبط ابن جوزى در تذكره . .

و از آن جمله شيخ طوسى در امالى [٥] .


[١]ص ٧٩ , ج ١ .

[٢]ص ٤٣ , رحلى .

[٣]ص ٤ و ٧ چاپ سنگى .

[٤]ص ٢١١ , ج ٢ طبع مصر .

[٥]ص ١٣ چاپ سنگى ايران .