ولايت تکويني - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٥ - فصل دوم
سپس جوابى كوتاه أدا فرمود , ولى همام قرار نگرفت و بدان قانع نشد حتى امام را سوگند داد كه امام در جوابش چنان خطبه غراء را در وصف متقين ايراد فرموده است و آن در نهج البلاغه آمده است و خطبه يكصد و نود و يكم آنست .
و از آن جمله حديثى كه در معانى الاخبار صدوق و در چهار دهم بحار [١] در تفسير آيه شريف ن و القلم و ما يستطرون روايت شده است كه سفيان ثورى از امام صادق سؤال ازن نموده است تا سخن بدينجا مى رسد كه امام به سفيان فرمود : يا ابن سعيد لولا انك أهل للجواب ما أجبتك سپس امام شروع فرمود به تفسير نون و قلم و لوح .
و از آن جمله است خبرى كه در بصائر به اسنادش از عمار ساباطى روايت كرده است كه :
قال قلت لابى عبدالله عليه السلام جعلت فداك أحب أن تخبرنى باسم الله الاعظم , فقال انك لا تقوى على ذلك , قال فلما الححت قال مكانك اذا ثم قام فدخل البيت هنيأه ثم صاح بى ادخل , الحديث .
در اين حديث صريحا امام به او فرمود كه انك لاتقوى على ذلك , و عمار صريحا گفت فلما الححت . و امام بعد از الحاح او وى را صدا زد كه داخل خانه شود الخ .
غرض اين است كه به علت ضعف و نارسائى عقول عامه مردم در ادراك اينگونه مسائل از قبيل قضا وقدر نهى از ورود در آنها شده است نه آن كه مطلقا حتى براى خواص و افراد مستعد و لايق خوض و تحقيق در
[١]ص ٩٠ , ط كمپانى .