ولايت تکويني - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٢ - فصل اول

اى حفص هر كس از اولياء و شيعه ما بميرد و قرآن را نيكو نداند , در قبرش بدو تعليم مى دهند تا خداوند درجت او را بالا برد چه اين كه درجات جنت بر قدر آيات قرآن است , به او گفته مى شود بخوان و بالا برو پس مى خواند و بالا مى رود . اين قبر همين حفره اى از ارض نيست , اين حفره قشرى و ظلى و نمودى از قبرهاى انسان است .

در اين مقام كه ارتقاء وجودى انسان است حضرت استاد علامه طباطبائى قدس سره در رساله شريف ولايت كه در ولايت تكوينى نوشته است , نكته اى بلند و عرشى افاده فرموده است به اين مضمون كه انبياء تمام احوال و اطوار و شؤون زندگيشان معصوم است حتى نيت خلاف و گناه نمى كنند , و اصلا زبان هرزه ندارند , بنى اسرائيل كه در موضوع ذبح بقره به حضرت موسى كليم عليه السلام گفتند :

أتتخذنا هزوا در جوابشان فرمود : اعوذ بالله أن اكون من الجاهلين [١] استهزاء و مسخره كردن و تعريض گفتن كار جهال است . ياوه سرائى و دشنام و بدگوئى و قلم و زبان هرزه داشتن روش و شيوه نابخردان است , انسان بخرد آگاه همانست كه اميرالمؤمنين عليه السلام وصف فرمود : المؤمن يتقلب فى خمسة من النور مدخله نور , و مخرجه نور , و عمله نور و كلامه نور , و منظره يوم القيمة الى النور [٢] .

غرض اين كه سفراى الهى كه مطلقا معصوم اند ما را به سوى خود دعوت فرمودند به اين خطاب كه ما را ببينيد و به سوى ما بيائيد و هدف از


[١]سوره بقره , آيه ٦٨ .

[٢]خصال صدوق , ابواب الخمسة .