ولايت تکويني - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٤ - فصل دوم

عالم طبيعت دانست كأنها مرتفعة الذات عن سنخ المادة , نطفه نقطه ايست كه قابل است بزرگترين كتاب الهى شود و مصداق اتم كل شى ء احصيناه فى امام مبين گردد , و شرح صدر و سعه قلبى پيدا كند كه كتاب الله يعنى قرآن فرقان را به نزول دفعى تلقى كند , و از عالم برويد چنان كه از گندم , گندم .

يكى از مطالب عرشى و نكات دقيقى كه در زير حكمت متعاليه و صحف ارباب قلوب در حدوث زمانى عالم معنون است اين است كه انسان در مسير تكاملى و استكمالى خود بجائى مى رسد كه عالمى عقلى مضاهى و مشابه با عالم عينى خارجى مى شود كه جهانى است افتاده در گوشه اى , پس اين انسان عالم مجرد عقلانى , عالم حادث به حدوث زمانى است .

انسان هاى كامل به فعليت رسيده هر يك عالم حادث به حدوث زمانى اند .

ماده كائنات در تحت اراده انسان كامل قرار مى گيرد و موجودات عالم چنان در اطاعت او خواهند بود كه اعضا و جوارح ما در اطاعت و اختيار ما مى باشند .

انسان كامل غايت حركت حبيه و ايجاديه , و كمال عالم كيانى و غرض آنست , انسان كامل جامع بين مظهريت ذات مطلقه و مظهريت اسماء و صفات و افعال است چنانكه جامع بين مرتبتين جمع و تفصيل است و هم جامع بين حقايق و جوبيه و نسب اسماء الهيه و صفات خلقيه است , و درباره او گفته آيد كه :

دو سر خط حلقه هستى *** به حقيقت به هم تو پيوستى

اين چنين انسان مهم ترين معرف مقامات شامخه او كلمات جامعه