ولايت تکويني - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٨ - فصل دوم
قرآن را برايش نازل نمى فرمود , ما اگر لياقت قرب الى الله را نمى داشتيم بدان مكلف نمى شديم , ما اگر آشنائى با خداوند عالم نداشته باشيم او را خطاب نمى كنيم زيرا خطاب به مجهول مطلق چون طلب مجهول مطلق محال است .
ارتباطى بى تكيف بى قياس *** هست رب الناس را با جان ناس
نه تنها كلمات مقطعه قرآن از قبيل الم و طس و يس و نحو آنها رمزاند همه آيات قرآن رمزاند و ما را به فهم همه اين رموز دعوت فرموده اند كه اين فهميدنها آب حيات نفس ناطقه انسانى اند يا ايها الذين آمنوا استجيبو الله وللرسول اذا دعاكم لما يحييكم [١] .
اما آيه كريمه كه خداوند فرمود هوالذى بعث فى الاميين رسولا منهم , نه تنها مردم آن روز أمى بودند بلكه هميشه رسول الله در ميان أميين مبعوث است . اگر اجتماعى از نوابغ دهر و نوادر روزگار , و صاحبان افكار كه ورزش هاى فكرى كرده اند و گردنه هاى علمى را گذراندند مثل فارابى ها كندى ها و شيخ رئيس و علامه حلى و محيى الدين عربى و خواجه نصير و ملاصدراها , تشكيل شود , پيغمبر خاتم در ميان چنين اجتماعى كه همه افرادش چنين مردم ذوفنون كه در هر فن مرد يك فن اند بوده باشد باز پيغمبر در ميان اميين مبعوث و محشور است اين نوابغ از اشراقات و افاضات منطق وحى رسول امى , از قوه به فعل رسيده اند و از اماثل روزگار شدند .
آيه مى فرمايد كه رسول صلى الله عليه و آله براى تزكيه و تعليم نفوس
[١]سوره انفال , آيه ٢٥ .