ولايت تکويني - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠ - فصل اول
درست بينى دور مى گردانند . حتى مير عماد حسنى در آداب المشق مى گويد : اگر انسانى جان او ناپاك و آلوده باشد و انديشه هاى باطل و ناروا داشته باشد , خط و مشق او صحيح و موزون نخواهد شد و خوش و ممتاز نخواهد گرديد .
چنين در خاطر دارم كه صدرالمتالهين در تفسير سوره مبارك يس و يا در تفسير ديگر مى فرمايد كه شخصى را مى شناسم كه حدت ذهنى بسزا داشت , و از هوش و بينش سرشارى برخوردار بود , كليات و مرسلات را خيلى خوب ادراك مى كرد , اما براى او رهزنى پيش آمد كه برگشت و بدين سوى منعطف شد و دل به امور مادى خوش كرد كه تا آنچنان تعلقات به ماديات هوش و بينائى و صفا و بى رنگى را از او گرفت كه از ادراك معانى و حقائق كليه باز مانده بود و قادر به ادراك آنها نبود . اصلا تعلق با تعقل جمع نمى شود .
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود *** زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
انسان بايد با دو جناح ملكوتى و لاهوتى خود كه دو بال قوه نظرى و قوه عملى اويند از حضيض ناسوت به اوج عالم قدس پرواز كند . به قول متأله سبزوارى :
يبدو جناحا العقل عن لاهوت *** ياوى لاوج القدس من ناسوت
ولى تعلقات به امور مادى مانع اين طيران مى گردند , يعنى مانع رسيدن انسان از قوه به فعليت و از نقص به كمال مى شوند . و هر آنچه رهزن انسان در راه استكمال وجودى او مى شود آن بت اوست .
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود :
هر آنچه تر از خدايت باز مى دارد آن بت تو است .