شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١ - گريز از طرح صحيح
پس معلوم ميشود , ممكن است ماده را بر شعور مقدم شمرد , يعنى ماده را به منزله مادر و شعور را به منزله فرزند شمرد , و در عين الهى بود و بلكه اصالت روحى بود , آنچنانكه فيلسوفانى از قبيل صدرالمتالهين اينچنين بوده اند و ممكن است , شعور را اصل شمرد و در وجود عينى ماوراء شعور ترديد كرد و يا آنرا انكار نمود و در همان حال منكر خدا و ماوراء طبيعت بود , آن چنانكه راسل و امثال او اين چنينند .
ممكن است گفته شود , معيار اصلى و ما به التفاوت مكتب الهى و مكتب مادى مساله (( خلقت عالم )) است , الهى جهان را آفريده و مادى آنرا نا آفريده مى داند .
اين معيار نيز صحيح نيست , درست است كه الهى جهانرا آفريده ميداند , ولى ماديين لزوما آنرا نا آفريده نمى شمارند , بلكه ماديت جديد يعنى ماترياليسم ديالكتيك بنابر اصول خاص منطق ديالكتيك مدعى است كه عالم (( شدن )) است نه (( بودن )) , عالم يك جريان است نه يك شى داراى جريان , و اين (( شدن )) و (( جريان )) معلول تضاد ذاتى اشياء است , پس جهان چنانكه ماركس ميگويد : (( خود آفرين است )) [١] خودش خودش را مى آفريند و نيز به قول ماركس : جهان يك (( تناسل خودرو )) است [٢] , پس عالم دائما در حال آفريده شدن است , و خودش خودش را مى آفريند دائما در حال رويش است و خودش خودش را مى روياند .
الهيون نيز , مدعى هستند كه عالم دائما در حال آفريده شدن است خلقت يك امر (( آنى )) نيست كه در گذشته صورت گرفته و پايان پذيرفته باشد , بلكه خلقت يك واقعيت تدريجى و مستمر است , يعنى واقعيت جهان , واقعيت (( خلق شدن دائم مستمر )) است , جهان دائما در حال
[١]و ٢ - اندر پى يتر ماركس و ماركسيسم , ترجمه شجاع الدين ضيائيان .