شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩ - جهان بينى علمى
خلاصه سخن راسل اينست كه علم تسلط انسانرا بر محيط طبيعى و محيط اجتماعى افزايش ميدهد كه هر گونه بخواهد آن محيط ها را بسازد , اما علم هرگز به انسان الهام نمى بخشد كه چگونه بخواهد و چه هدفى داشته باشد , در حقيقت جهانشناسى علمى نميتواند (( جهان بينى )) به مفهوم صحيح كلمه , يعنى جهان شناسى كه تكليف انسانرا در جهان مشخص سازد و الهام بخش خير و نيكى باشد , بوده باشد , و به عبارت ديگر آنچه جهان بينى علمى ناميده ميشود , قادر نيست كه تكيه گاه يك ايدئولوژى انسانى واقع گردد .
نارسائى ديگر شناخت علمى اينست كه ارزش شناخت علمى بيشتر عملى است تا نظرى و آنچه ميتواند آرمان ساز و ايمان زا باشد و تكيه گاه ايدئولوژى قرار گيرد , ارزش نظرى است , ارزش نظرى يعنى توانائى علم در ارائه واقعيت هستى , آن چنانكه هست , ارزش عملى آن , يعنى توانائى علم در توانا ساختن انسان بر تصرف و تسلط بر طبيعت و تغيير آن مطابق دلخواه .
تفكيك ميان اين دو در ابتدا باور نكردنى به نظر ميرسد , اينكه علم يا فلسفه ارزش نظرى داشته باشد اما ارزش عملى نداشته باشد , آن اندازه شگفت آور نيست كه ارزش عملى داشته باشد اما فاقد ارزش نظرى باشد .
از شگفتيهاى علم در جهان امروز اينست كه به موازات اينكه بر ارزش عملى روز به روز افزوده شده است , از ارزش نظرى آن كاسته شده است , آنانكه دستى از دور بر آتش دارند , گمان ميبرند كه پيشرفت علم از جهت روشنگرى ضمير بشر و ايجاد ايمان و اطمينان به واقعيت كه همانگونه