شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢ - جهان بينى علمى
درستى و نادرستى آن بستگى دارد به درستى و نادرستى همه دستگاه هگلى و ما فعلا وارد آن بحث نمى شويم .
افرادى هم كه به دستگاه هگلى ايمان ندارند , خواسته اند با پيش كشيدن فرضيه تكامل حقيقت , ناسخ ومنسوخهاى فرضيه هاى علمى را توجيه نمايند , ما در اصول فلسفه و روش رئاليسم ( مقدمه مقاله ارزش معلومات ) به قدر كافى درباره اين مطلب بحث كرده و ثابت كرده ايم كه تكامل حقيقت به چه معنائى صحيح و به چه معنى نادرست است .
از آنچه گفتيم روشن گشت كه جهان بينى به مفهوم خاصى كه ايمان زا و آرمان ساز باشد و بتواند تكيه گاه يك ايدئولوژى واقع شود , بايد اولا از محدوديتهائى كه شناخت علمى خواه ناخواه دارد عارى باشد و به مسائل خاص جهانشناسى كه به كل جهان و شكل و قيافه و ماهيت جهان مربوط ميشود كه نمونه اش را ذكر كرديم پاسخ دهد , و ثانيا بايد شناسائى جاودانه و قابل اعتماد بدهد نه شناسائى موقت و زود گذر و متزلزل , ثالثا آنچه ارائه ميدهد ارزش نظرى و واقع بينانه داشته باشد نه صرفا عملى و فنى , و روشن شد كه شناخت علمى با همه مزايائى كه از جنبه ديگر دارد فاقد اين مزايا است , از اينرو شناخت علمى محض نميتواند به انسان (( جهان بينى )) به مفهوم خاص بدهد و نياز انسانرا به تفسير عمومى هستى و تحليل كلى وجود , بر آورد .
همه كسانيكه از جهان بينى علمى دم زده اند و يا فلسفه خود را فلسفه علمى خوانده اند , اگر درست مورد توجه واقع شود , بر شهپر نوعى فلسفه نشسته و در حوزه هايى وارد شده اند كه پاى علم به آنجا نميرسد , صرفا به يك سلسله شباهتهاى سطحى ميان برخى فرضيه هاى خود با بعضى