شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣ - گريز از طرح صحيح

بلكه تكامل را از تغييرات كم اهميت و پنهانى كمى ميداند كه به تغييرات كيفى آشكار و اساسى منتهى ميگردد ... )) .

(( ديالكتيك , بر خلاف متافيزيك , معتقد است كه اشياء و پديده هاى طبيعت در داخل خود نيز تضادهائى دارند , زيرا آنها داراى يك قطب مثبت و يك قطب منفى , يك گذشته و يك آينده ميباشند ... متد ديالكتيك بر آن است كه جريان تكامل پست به عالى , نتيجه تكامل و توسعه هماهنگ پديده ها نبوده , بلكه بر عكس , در اثر بروز تضادهاى داخلى اشياء و پديده ها و در طى يك مبارزه بين تمايلات متضاد كه بر اساس آن تضادها قرار گرفته است انجام ميگيرد ... ))

ما اگر بخواهيم , مكتب الهى , و به قول حضرات : مكتب متافيزيسم را از زبان اين آقايان بشنويم , بايد (( تعبدا )) بسيار چيزها را بپذيريم كه روح خود ما و هر الهى ديگرى از آنها بى خبر است , بايد قبول كنيم كه متافيزيسينها اولا وجود جهان عينى را قبول ندارند . ثانيا معتقدند اجزاء جهان همه از يكديگر مجزا و با يكديگر غير مرتبطند . ثالثا جهان ثابت و بيحركت و غير قابل تغيير است , و رابعا تغييرات تكامل همواره يك نواخت است و هيچگاه منتهى به تغييرى جهش وار نميگردد , خامسا تضادى در جهان در كار نيست . فرضا تضادى باشد , آن تضاد , تضاد درونى و به صورت مبارزه ميان نو و كهنه نيست .

متافيزيسينها مجبورند بپذيرند كه اين چنين مى انديشند و جهانرا اين چنين مى بينند , هر چند خودشان تاكنون نمى دانسته اند اين چنين مى انديشيده و جهانرا اين چنين مى ديده اند , آنها اگر مى خواهند بفهمند خودشان جهان را چگونه مى بينند مجبورند عينك خود را از دست