شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - جهان بينى علمى
يعنى علم ما را ( تا حدودى ) به آنچه هست آگاه ميسازد بدون آنكه درباره آنچه (( بايد )) به ما الهام بخشد .
برتراندراسل , در كتاب جهان بينى علمى ميگويد :
(( در بررسى تاثير علم بر حيات انسان , بايد سه موضوع كما بيش مستقل و جدا از هم را مورد بررسى قرار دهيم :
نخست ماهيت و قلمرو معرفت علمى .
دوم قدرت روز افزون عمل و تصرف در طبيعت كه از تكنيك علمى نتيجه ميشود .
سوم تحولات اجتماعى و نهادهاى سنتى را كه لزوما از وجود سازمانهاى جديدى كه علم ايجاب ميكند نتيجه خواهند شد .
البته علم به عنوان معرفت , اساس دو موضوع ديگر نيز هست , زيرا همه تأثيرات علم ناشى از معرفت علمى است , تاكنون انسان به علت جهل خود نسبت به شيوه هاى ابزارهاى لازم , از بر آوردن آرزوهاى خويش بازمانده است و هر چه اين جهل به زوال مى گرايد , او بيشتر ميتواند محيط مادى , محيط اجتماعى خود را مطابق الگوئى كه برايش مطلوب است , شكل بخشد .
(( اين قدرت جديد علم به نسبت خردمندى انسان براى او سودمند است و به نسبت نادانى او ( ! ) زيانمند خواهد بود , از اينرو اگر بنا باشد كه تمدن علمى , تمدن سودمندى گردد , ضرورتا بايد با افزايش علم , خردمندى نيز افزايش يابد , مراد من از خردمندى درك راستين غايتهاى زندگى است و اين حاصلى است كه علم فى نفسه بر نمى آورد , بنابراين اگر چه افزايش علم يكى از عناصر ضرورى پيشرفت آدمى است , به خودى خود هيچ ترقى راستينى را ضمانت نميكند )) .