شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٨

كرد . جامعه بشرى نيز از اصل هدايت مستثنى نيست , اصل نبوت ناشى از اين اصل و اين قانون است .

اين جهان , جهانى است كه هيچ چيز در آن گم نميشود , عمل انسان از انسان جدا نميشود , در موعد مقرر مردم به نمايشگاه عمل احضار ميشوند و هر كس كوچكترين عمل خير و شر خود را مى بيند :

يومئذ يصدر الناس اشتاتا ليروا اعمالهم ٠ فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره ٠ و من يعمل مثقال ذرة شرا يره .

جهانى كه در جهان بينى الهى ارائه ميشود , يك كل تجزيه ناپذير است . همه اجزاء و ابعاضش , مانند اعضاء و اجزاء يك پيكر , به يكديگر پيوسته است و مجموعا يك (( واحد )) را تشكيل مى دهند [١]

طبق اين جهان بينى , اراده خداوند و قضا و قدر الهى جهان را به صورت يك نظام , با يك سلسله قوانين و سنن آفريده است , قضا و قدر الهى هر چيز را تنها از مجراى علل و اسباب معين خودش ايجاب ميكند و بس [٢]

انسان در اين جهان بينى , به حكم اينكه از يك جوهر ماورائى روحى برخوردار است , داراى اراده و آزاديى است كه ميتواند خود را از جبر محيط و جبر اجتماع و جبر طبيعت حيوانى خودتا حدود زيادى رها سازد و به همين دليل مسئول خويش و جامعه خويش است .


[١]- رجوع شود به كتاب عدل الهى , بحث شرور .

[٢]- رجوع شود به كتاب انسان و سرنوشت .