شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦

بودن , نه اينكه جهان واقعيتى دارد و اين واقعيت يك نسبت و اضافه اى دارد با (( او )) , آن چنانكه مثلا فرزند واقعيتى دارد كه نسبت و اضافه اى با شخصى ديگر به نام پدر دارد , و يا مصنوع بشرى واقعيتى دارد و آن واقعيت يك نسبت و اضافه دارد با مخترع و سازنده آن , بلكه واقعيت و ماهيت جهان عين (( ازاوئى )) و عين صدور , و عين تعلق و عين ربط و عين اضافه به (( او )) است , و اينست معنى و مفهوم (( آفرينش )) و اينكه جهان يكجا (( مخلوق )) خداوند است .

از اينرو , اينكه جهان آغاز زمانى داشته باشد يا نداشته باشد , كه مساله اى است همواره مورد توجه , و فيزيك امروز نظريه آغاز زمانى جهانرا تأييد ميكند , تاثيرى در مفهوم آفرينش به معنى صحيح كلمه ندارد .

جهانى كه الهى مى بيند , علاوه بر اينكه , ماهيت (( ازاوئى )) دارد , ماهيت (( به سوى اوئى )) هم دارد , بلكه اين دو از يكديگر تفكيك ناپذير است , هستى از نقطه اى كه آغاز شده و تنزل يافته ( قوس نزول ) بار ديگر از خطى ديگر به سوى همان نقطه صعود مينمايد ( قوس صعود ) , به قول مولوى :

جزئها را رويها سوى كل است *** بلبلان را عشق با روى گل است

آنچه از دريا , به دريا ميرود *** از همانجا كامد , آنجا ميرود

از سر كه , سيلهاى تيزرو *** و از تن ماجان عشق آميز رو

و اينست سر معاد كه پيامبران تاكيد فراوان بر شناخت و ايمان با آن دارند .

جهان الهى , جهان خير وجود و وحدت و هماهنگى است , شر و امساك و كثرت و تضاد وجود بالتبع دارند , در عين حال همين وجودهاى