شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١ - جهان بينى علمى

استوارى جهان نيوتنى , رو در روى دنيائى غير واقعى و رؤيائى قرار ميدهد , علم در عمل ثمر بخش تر و قدرتمندتر از هر عصر ديگرى گرديده است تا نتايج ارزشمندترى به حوزه حيات انسان عرضه كند )) [١] .

جدائى علم از فلسفه همين زيانهاى جبران ناپذير را با خود مياورد , از اينجا معلوم ميشود كه (( فلسفه علمى )) فلسفه اى كه فقط متكى بر بررسيهاى جزئى و فرضيه ها و آزمونها باشد , فلسفه اى كه در نهايت امر تنها و تنها از حواس مايه بگيرد چه سرنوشتى دارد ؟ جز ايده آليسم كامل و سفسطه محض سرنوشتى ندارد , اكنون جاى تفصيل در اين سخن نيست .

نارسائى ديگر شناخت علمى , اينست كه از نظر ارائه واقعيت , در همان حدودى كه ارائه مى نمايد , وضع متزلزل و ناپايدارى دارد , چهره جهان از ديدگاه علمى روز به روز تغيير ميكند , زيرا علم بر بررسيها و فرضيه ها و آزمون ها مبتنى است , نه بر بديهيات اوليه عقليه و اصول ثابت لايتغير , قوانين متكى بر فرضيه و آزمون ارزش موقت دارد , دائما در معرض نسخ شدن است و چون جهان بينى علمى متزلزل و بى ثبات است , نميتواند پايگاه و تكيه گاه ايدئولوژى واقع شود , ايدئولوژى آنگاه واقعا ايدئولوژى است كه افراد از جان و دل به آن بگرايند و به صورت يك ايمان شكل يافته و نظام يافته در آيد , ايمان تكيه گاهى محكم و تزلزل ناپذير مى طلبد , تكيه گاهى ميخواهد كه رنگ جاودانگى داشته باشد , جهان بينى علمى به حكم اينكه وضع موقت و متزلزل دارد نميتواند پايگاه ايدئولوژى واقع شود .

از زمان هگل به بعد , فرضيه تكامل حقيقت مطرح شده است , تكامل حقيقت در فلسفه هگل و بر طبق موازين هگلى مفهوم خاص دارد كه


[١]- همان كتاب , صفحه ٧٨ .